ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٨٠ - سنائى مجدود بن آدم
حكماى شعراى ايران و اعاظم عرفاى حقيقت توأمان، شاعر ماهر، حكيم كامل عارف عابد زاهد بود و مراحل سير و سلوك را بغايت پيمود. دلش انوار حق را مظهر، مراتب فضل و عقل و هنر و كمالاتش از كلماتش جلوهگر، سرتاسر اشعار آبدار و گوهر نثارش، محل توجه و استشهاد ارباب كمال و هنر، بر اخلاق و مواعظ و حقائق توحيد و دقائق عرفان و رموز حكمت و تجريد مشتمل، معانى دقيقه را حاوى، نكات لطيفه را محتوى ميباشد. با عبارات متنوّعه و رموز و اشارات گوناگون بصوب عقائد حقه سوق ميدهد و بتصفيه باطن، تحلّى بصفات جميله، تخلّى از اطوار رذيله، ترك تظاهرات و منهيّات دينيّه، آزادى از قيد مال و قيل و قال دعوت مينمايد. بالجملة سنائى در مراتب عرفان و حكمت الهى داراى اوصاف نامتناهى بود، هماره طريق انزوا و عزلت و انقطاع و قناعت مىپيمود، پيرامون ارباب ظلم و اهل مجاز و اشخاص بىحقيقت نميگرديد، بلكه در كلمات حقايق سمات خود، اينگونه گرگان ميشنما را كه بنظر حقيقت كرم ريشه اسلاميّت و ايرانيّت هستند نكوهش كرده است. از كثرت انقطاع و قطع علاقه از دنيا كه داشته، سلطان بهرام شاه غزنوى هرچه اصرار كرد كه خواهر خود را بعقد وى درآورد اجابت نكرد و سفر حجّ را وسيله فرار از آن تكليف نمود و در اين موضوع گويد:
من نه مرد زن و زر و جاهم |
بخدا گر كنم و گر خواهم |
|
گر تو، تاجى دهى ز احسانم |
بسر تو، كه تاج نستانم |
|