ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٥١ - سلامى محمد بن عبد اللّه
سلّار هم همين كتاب ردّ بر ابو الحسن را بامر سيد مرتضى تأليف داد و اين خود نيز دليلى متقن بر جلالت علمى سلّار ميباشد ٥- المراسم العلوية و الاحكام النبوية در فقه كه با ده كتاب ديگر بنام جوامع الفقه چاپ شده است ٦- المقنع فى المذهب. وفات سلّار در ششم ماه رمضان المبارك سال چهارصد و شصت و سوم و يا در ماه صفر چهارصد و چهل و هشتم هجرت واقع و در قريه خسرو شاه نامى در چهار فرسخى تبريز مدفون شد و در زبان اهالى محل در زمان ما، بشيخ سالّار معروف است (بتشديد لام) لقب و عنوان مشهورى صاحب ترجمة كه سلّار (بر وزن عطّار) ميباشد معرّب لفظ سالار است كه بپارسى امير و رئيس كل را گويند. در امل الامل بهردو عنوان سالار و سلّار مذكورش داشته و گويد كه اين دويمى مشهورتر است. در روضات الجنّات گويد: اين لفظ بهركدام از وجه مذكور كه باشد لفظى است عجمى و بمعنى امير و رئيس و شريف ميباشد و در اصطلاح اواخر سالّار گفتن شايعتر است و ظاهر كلام بعضى از ارباب رجال و تراجم آنكه سالّار يا سلّار نام اصلى صاحب ترجمه ميباشد نه لقب او، و كيف كان. بعد از اتحاد قطعى مسمّى اين اختلافات سهل و جاى مداقه نيست- مشو احول مسمّى جز يكى نيست.
(ص ٢٠١ ت و ١٥٠ هب و ٤٩٦ مس و كتب رجاليه)
سلامى محمد بن عبد اللّه
- يا عبيد اللّه بن محمد بن محمد بن يحيى، مخزومى، مكنّى بابو الحسن، از مشاهير شعراى عراق عرب و اشعر ايشان بود، از احفاد وليد بن وليد بن مغيره مخزومى، برادر خالد بن وليد ميباشد بجهت انتساب بدار السلام بغداد كه مولد و منشأ وى بوده بسلامى معروف گرديد، از كودكى بشعر گفتن آغاز كرد و نخستين شعر او است كه در ده سالگى در مكتب گفته است:
بدائع الحسن فيه مفترقة |
و اعين الناس فيه متفقة |
|
سهام الحاظه مفوقة |
فكل من رام لحظه رشقه |
|
قد كتب الحسن فوق و جنته |
هذا مليح و حق من خلقه |
|