ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٥٣ - سلطان الادباء حسن بن على بن داود
هم دارد و قصيدهاى در مدح حضرت امير المؤمنين ع گفته كه به قصيده سلاميه معروف و مطلع آن اين است: سلام على زمزم و الصفا الخ كه ابو يعلى محمد بن ابى القاسم حسن اقساسى اين قصيده را شرح كرده است. طرز كلام ذريعة مشعر است بر اينكه تشيّع سلامى، محمد بن عبد اللّه مسلّم بوده و جاى ترديد نميباشد و احتمال داده است كه كتاب الثار فى تاريخ خوار نيز از او باشد بارى سلامى روز پنجشنبه چهارم جمادى الاولى سال سيصد و نود و سوم هجرت در پنجاه و هفت سالگى درگذشت.
(ص ٣٥٠ ج ٤ و ٣ ج ٥ ذريعة و ١٠٣ ج ٢ كا و ٢٥٥ ج ٢ ع و ٢٥٩٠ ج ٤ س)
سلامى محمد بن ناصر بن محمد بن على بن عمر
- بغدادى، كنيهاش ابو الفضل شهرتش بهمان سبب مذكور در بالا سلامى ميباشد. اديب و حافظ بغداد، از مشاهير حفّاظ و ادبا، بسيار خوشنويس بوده فنون ادبيّه را از خطيب تبريزى فراگرفت، ابو الفرج ابن الجوزى و ديگر اكابر وقت از وى روايت مىكنند. وى شب سهشنبه هيجدهم شعبان پانصد و پنجاهم هجرت در بغداد درگذشت و در مقبره باب الحرب مدفون شد.
(ص ٦٣ ج ٢ كا و ٢٥٩٠ ج ٤ س)
سلاوى احمد بن خالد بن حماد
- ناصرى سلاوى، مكنّى بابو العباس، ملقّب بشهاب الدين، از افاصل اوائل قرن حاضر چهاردهم هجرى مغربزمين ميباشد كه در علم تاريخ شهرت داشته و از او است:
١- الاستقصاء لاخبار دول المغرب الاقصى كه در قاهره چاپ شده است ٢- طلعة المشترى فى النسب الجعفرى. وى بسال هزار و سيصد و پانزدهم هجرت در شصت و پنج سالگى درگذشت.
سلاوى، با فتح و تخفيف، منسوب بشهر سلا است (بر وزن عصا) و آن شهرى است در اقصاى مغربزمين كه بعد از آن آبادانى و معمورهاى، جز شهر كوچك غرنيطوف نامى نيست و اين شهر غرنيطوف، در ساحل دريا واقع و آخر معموره است.
(صد و ص ١٠٤٠ مط)
سلطان الادباء حسن بن على بن داود
- در باب كنى بعنوان ابن داود خواهد آمد.