ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٢٠ - شيخ الحجاز على بن يوسف بن عبد اللّه بن يوسف
كلمه لمح- ٧٨ و كلمه غلا- ١٠٣١.
بهرحال قول رياض العارفين كه وفات شيخ را در ١١ شوال ١٠٣٢ ه ق نوشته مخصوص خودش است و دور نيست كه نسخه موجوده در نزد اين نگارنده مغلوط باشد. در سلافة العصر از بعضى مؤلفين نقل كرده است كه شيخ بهائى مدت قليلى پيش از وفات خود با جمعى از اكابر بزيارت اهل قبور رفت، بمجرّد رسيدن از ايشان پرسيد كه شما هم آنچه را كه من شنيدم شنيديد يا نه؟ همه درصدد انكار برآمده و چگونگى شنيده او را استفسار نمودند، شيخ جواب صريح نداد، گريه و زارى كرده بخانه برگشت، در را بروى خود بست، بعد از اندكمدتى عازم جنان گرديد. در هدية الاحباب گويد كه اين قضيه شش ماه پيش از وفات شيخ بوده و آن صدا هم از قبر بابا ركن الدين سالف الترجمة آمده است و از بعضى نقل كرده كه آن صدا اين بود: شيخنا در فكر خود باش. شرح حال شيخ حسين عاملى والد معظّم شيخ بهائى نيز بعنوان عزّ الدين خواهد آمد.
(فه قص و ص ١٠٩ هب و ٣٦٢ ت و ٤١٠ و ٤٢٠ ج ٣ مس و ٨ ج ٢ مع و ٧٢ ض و ١٤١١ ج ٢ س و ١٢٧ ج ١ طرائق و غير اينها)
شيخ التربة على دده بن مصطفى بن علاء الدين
- معروف بشيخ التربة، از مشايخ طريقت خلوتيّه قرن يازدهم هجرت ميباشد كه خليفه مصلح الدين خلوتى بوده و از تأليفات او است:
١- خواتم الحكم بحبل المرموز و كشف الكنوز در سئوالات حكمى و جوابات علمى ٢- محاضرة الاوائل و مسامرة الاواخر كه بدو قسمت بوده، اوّلى در فصول اوائل كه سى و هفت فصل و دويمى در فصول اواخر كه چهار فصل ميباشد و اين هردو كتاب در قاهره چاپ شده است.
(كف و ص ١١٦٢ مط)
شيخ جام شيخ احمد زندهپيل
- كه بعنوان جامى مذكور افتاده است.
شيخ چادرى ملا محراب
- در ضمن شرح حال بيدابادى آقا محمد اشارتى رفته است.
شيخ الحجاز على بن يوسف بن عبد اللّه بن يوسف
- صوفى، مكنّى بابو الحسن، معروف بشيخ الحجاز، عالم فاضل ظريف، عمّ امام الحرمين جوينى