ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٩٥ - شرف الدين عاملى، سيد عبد الحسين
١٣٣٣ ه قمرى- غشلج) بعزم عتبه بوسى حضرت ختمىمرتبت ص عازم مدينه منوّره گرديد، پس از انجام وظائف مقرّره زيارت آن آستان ملائك پاسبان، باز بجبل عامل مراجعت و بوعظ و خطابه و ارشاد و اصلاح امور مسلمين اشتغال يافت، در اين اثنا بمرام استقلال جبل عامل و بيرون آوردن آن از تحت تسلط حكومت دولت عثمانى كه در آن اوان مورد بحث و مذاكره بوده باتفاق ملّيّون با جدّى كافى داخل مذاكره با آن دولت شد تا آنكه پيش از حصول مرام، آتش جنگ عمومى شعلّهور و شراره آن بتمامى جهات عالم رسيد و پس از خاتمه جنگ، لبنان و جبل عامل بموجب معاهده، تحت قيمومت فرانسه قرار گرفت ولى ملّيّون بدين امر راضى نبودند و عدم رضايت خودشانرا بنام استقلالطلبى اظهار مىنمودند، در اين ميان سيد شرف الدين بمرام تساوى حقوق شيعه و سنّى، با رجال سياسى فرانسه در جبل عامل مشغول مذاكره شد، در نتيجه بمساوى بودن هردو فرقه در جبل عامل، نسبت بجميع امور حقوقى موفق گرديد، با وجود اين صلاح را در آن ميديد كه از ملّيّون جدا نشود و براى استقلال جبل عامل و الحاق آن بشامات داخل در نهضت ايشان گردد، اينك بسال ١٩٢٠ م (در حدود ١٢٩٩ ه شمسى) باتفاق ايشان تمامى علما و رؤسا و نمايندگان طبقات مختلفه را دعوت كرد و براى قيام بر ضد دولت فرانسه با ايشان بمشاوره پرداخت، در نتيجه، اعلاميهاى صادر نمود كه متضمن تجزيه جبل عامل از لبنان و الحاق آن بملك فيصل در شامات ميبود. چون دولت فرانسه متوجه شد كه سبب اين نهضت، طرفداران ملك فيصل است اينك فيصل و سيد شرف الدين و رؤساى ملّيّون جبل عامل را بفلسطين تبعيد نمود، بفاصله دو سه ماهى ملك فيصل بدستيارى دولت انگليس بپادشاهى عراق منصوب شد، سيد شرف الدين نيز بمصر عازم و در سال ١٣٣٨ ه قمرى (غشلح) داخل قاهره گرديد و بفاصله چند ماهى باز بفلسطين رفته و در خصوص عفو عمومى نهضتكنندگان ملّيّون بواسطه مكاتبه داخل مذاكره با دولت فرانسه شد تا آنكه رقم عفو عمومى و اجازه مراجعت ايشان بجبل عامل صادر گرديد، سيد شرف الدين با قوم و عشيره خود و ديگر نهضتكنندگان با نهايت احترام و عزّت