ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٠٦ - صاغانى احمد بن محمد
١- الانتصار لواسطة عقد الامصار كه ده مجلد است ٢- تاريخ حوادث العالم ٣- الجوهر الثمين ٤- الدرة المضيئة فى فضل مصر و الاسكندرية كه ملخص كتاب انتصار مذكور است ٥- طبقات الحنفية ٦- عقد الجواهر فى سيرة الملك الظاهر ٧- الكنوز الخفية فى تاريخ الصوفية ٨- نزهة الانام فى تاريخ الاسلام كه بترتيب سنين مرتب كرده است ٩- ينبوع المظاهر فى سيرة الملك الظاهر. وفات صارم الدين بسال هفتصد و نود تمام و يا در هشتصد و نهم هجرت واقع گرديد چنانچه در كشف الظّنون اوّلى را در مادّه انتصار و دوّيمى را در مادّه نزهت نگاشته است. (كف و ص ١٠٣ مط)
صاغانى[١]
صاغانى احمد بن محمد
- صاغانىّ الاصل، بغدادىّ المنشأ و المدفن، ابو حامد الكنية، از مشاهير منجّمين و علماى رياضى قرن چهارم هجرت ميباشد كه در هيئت و نجوم و هندسه و فنون متنوّعه معروف و بالخصوص در علم اسطرلاب و ساختن اجزا و آلات آن و همچنين در ساختن آلات رصديّه بىنظير و در همه آنها تصرّفاتى با فكر عميق خود كرده و اضافاتى بعمليات قدما آورده و از كسانى است كه در دوره اسلامى مقنّن و مروّج اسطرلاب و نجوم و هندسه ميباشند. بيانات او محل رغبت و استفاده افاضل عصر خود بود و در نزد خلفاى عباسى و ملوك ديالمه نيز بسيار محترمانه ميزيست. چون شرف الدولة پسر عضد الدوله ديلمى وارد بغداد شد و ويجن
[١]- صاغانى- در نامه دانشوران گويد: صغانى، منسوب است بصغانيان و آن مملكت بزرگى است در ماوراء النهر كه اعمال و مضافات آن بترمد متصل بوده و در نسبت بآن، صغانى و صاغانى هردو استعمال شده است. در مراصد نيز صغانيان را بفتح اول بهمين روش ترجمه كرده و از كيفيت نسبت نامى نبرده است و نيز گويد كه آنرا عجم جغانيان گويند. در روضات، ضمن شرح حال حسن بن محمد بن حسن بن حيدر گويد: او ملقب بصغانى است (بفتح اول) و آنرا صاغانى نيز گويند و بنوشته هدية الاحباب، صغان يا صاغان كه عجم جغان يا جاغان گويند ديهى است در مرو و بالجملة، بعضى از افاضل معروف يا موصوف بهمين نسبت صاغانى يا صغانى را كه ظاهرا بيك معنى هستند تحت همين عنوان صاغانى نگارش داده و در عنوان صغانى نيز كه شايد بعضى از ارباب رجوع بدانجا مراجعه كنند موكول بهمين عنوان خواهيم داشت.