ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٦٦ - سليمى حسن
سلمى محمد بن حسين بن محمد بن موسى
- محدّث حافظ، عارف صوفى، نيشابورى سلمى، مكنّى بابو عبد الرحمن، از اكابر عرفا و ارباب طريقت ميباشد كه مريد شيخ ابو القاسم نصيرآبادى بود، در نيشابور بارشاد عباد اشتغال داشت، با فنون فضائل مشهور و كتاب تفسير حقائق و طبقات مشايخ از تأليفات وى ميباشد و شيخ ابو سعيد ابو الخير بخدمت وى رسيده است. در شعبان سال چهارصد و دوازدهم هجرت در عهد سلطان محمود غزنوى درگذشت. جمله پير منعم- ٤١٢ و محمد بن حسين سلمى- ٤١٢ مادّه تاريخ او است. (ص ٥١٥ ج ٢ مه و ٢٥١ ج ٢ خه)
سلولى
بفتح اوّل، لقب احمد بن على قمى معروف بشقران، بدل بن سلمة، حسين بن مخارق، حضين بن مخارق و جمعى ديگر ميباشد و شرح حال ايشان موكول برجال است.
سليطى سليقى سليمانى
اوّلى لقب سجّاد سليطى، دويمى لقب حسن بن مهدى، سومى لقب احمد بن اسمعيل هرسه مصطلح علم رجال بوده و رجوع بدان علم شريف نمايند.
سليمانيه
عنوان يكى از شعب زيديه است كه در تحت همين عنوان نگارش داديم.
سليمى حسن
- از شعراى قرن نهم هجرى ايرانى ميباشد كه داراى طبع سليم و در اصل از اهالى تون بود، در سبزوار اقامت گزيده و نخست شغل تحصيلدارى داشت، روزى مرسومى دولتى را از زنى مطالبه نمود، زن فرياد برآورد كه بحكم كدام شرع و ديانت از من مطالبه مىكنى گفت بامر فخر الدين وزير، زن گفت فرداى قيامت نيز موقع تظلّم من اين عذر را مىتوانى گفت يا نه؟ حسن بغايت متأثر شد، مورد عنايت الهى گشت، قلم ظلمه را شكسته و همان دم از ته دل توبه كرد، تا آخر بهمان توبه ثابت ماند، بزيارت مكّه و حضرات معصومين ع مشرّف گرديد، در توحيد و مناجات و مناقب حضرت امير المؤمنين ع اشعار بسيارى سروده و از مناجاتهاى او است:
الهى باعزاز آن پنج تن |
نبى و ولى و دو فرزند و زن |
|