ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٨ - سراج الدين عمر بن مسعود بن عمر
عظمى ١٢- نوادر الالفاظ. على خان بسال هزار و صد و شصت و نهم هجرت در لكهنو درگذشت. مخفى نماند اگرچه شرح حال على خان را بعنوان آرزو نگاشته بوديم لكن بجهت بعضى از اطلاعاتى كه اخيرا بدست آمد در اينجا نيز نگارش داديم.
(ص ٢٤ مجموعه نغز و ٢٥٤٤ ج ٤ س)
سراج الدين على خان موجد
- بهمين عنوان موجد خواهد آمد.
سراج الدين على بن عثمان
- بعنوان اوشى مذكور افتاد.
سراج الدين عمر بن اسحق بن احمد
- غزنوى، قاضى حنفى هندى، ملقّب بسراج الدين، مكنّى بابو حفص، علّامه وقت خود، در بحث و جدل بىدل، در منطق و تصوّف و فنون حكمت و كلام و فقه حنفى و اصول آن بصيرتى بسزا داشت. مصنّفات مبسوطى دارد كه از آن جمله است:
١- زبد الاحكام ٢- شرح بديع ابن الساعاتى ٣- شرح عقيدة الطحاوى ٤- شرح مغنى در اصول فقه ٥- شرح هداية و غير اينها. سراج الدين نيكو اخلاق و باشهامت و داراى فصاحت و بلاغت بود، در نزد حكام و امرا بسيار محترم مىزيست تا بسال هفتصد و هفتاد و سه با نود و سه از هجرت درگذشت. (ص ١٥٤ ج ٣ در ركامنه و غيره)
سراج الدين عمر بن على بن احمد
- در باب كنى بعنوان ابن الملقن خواهد آمد.
سراج الدين عمر بن محمد بن حسن
- بعنوان وراق خواهد آمد.
سراج الدين عمر بن مسعود بن عمر
- شاعر اديب، مشهور بسراج الدين حكيم، در تحصيل فنون ادبيّه زحمات بسيارى كشيده و شعر خوب ميگفته است، خصوصا در غزل بىبدل بود، در شهر حماة اقامت كرده و مدايحى در حق صاحب حماة و پسرش على و ديگر اكابر گفته است، موشّحات او در نهايت لطافت و بسبب آنها به ديگران برترى يافته و از او است:
قالوا هوى بابن الامير جواده |
فقلوبنا كادت عليه تقطر |
|
فاجبتهم لا تعجبوا لوقوعه |
ان السحاب اذا سرى يتقطر |
|