ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٥٠ - صاحب ابى بصير، يحيى بن قاسم صاحب ابى عيسى، رواق صاحب ابى مريم، انصارى
كرد، در محرّم چهارصد و يك از هجرت بكيش پدرش كه در فوق بعنوان صابى مذكور شد درگذشت، بجهت خال سرخى كه در روى داشته ملقّب بصاحب الشّامة بوده است.
پسرش هلال بن محسّن، از مشاهير مورّخين اواسط قرن پنجم بود، كتاب الاعيان و الاماثل يا تاريخ الوزراء يا تحفة الامراء فى تاريخ الوزراء كه در ليدن و بيروت چاپ شده از تأليفات او است. او نيز نخست در مذهب صابئى بود، عاقبت برخلاف پدر و جدّش اسلام را قبول كرد و بسال چهارصد و چهل و هشتم هجرت در هشتاد و نه سالگى درگذشت. محسّن، بتشديد سين، بر وزن معلّم است.
(٣٤٠ ج ٢ كا و ٣٢٩ ج ٢ ع و ٨١ ج ١٧ و ٢٩٤ ج ١٩ جم و غيره)
صابى هلال بن محسّن
- در فوق ضمن شرح حال پدرش مذكور شد.
صاحب[١]
صاحب ابراهيم بن اسحق
- (با اضافه) در اصطلاح رجالى لقب احمد بن عبد اللّه است.
صاحب ابن عباد
- (بىاضافه) در باب كنى بعنوان ابن عباد خواهد آمد.
صاحب ابى بصير، يحيى بن قاسم صاحب ابى عيسى، رواق صاحب ابى مريم، انصارى
(هرسه با اضافه) در اصطلاح رجالى، اوّلى لقب عبد اللّه بن وضاح ابى محمد، دوّيمى محمد بن ثبيت، سيّمى ابو محمد اسدى ميباشد و شرح حال ايشان در آن علم است.
[١]- صاحب- تخلص شعرى كاظم مسيح البيان هندى و ميرزا محمد تقى مازندرانى است كه بعنوان صاحب حكيم و صاحب ديوان خواهند آمد. همچنين تخلص شعرى يكى از شعراى كاشان است كه بعنوان مسيحا نگارش خواهد يافت. لفظ صاحب در صورت اطلاق و نبودن قرينه راجع باسمعيل بن عباد وزير است كه در باب كنى بعنوان ابن عباد مذكور ميگردد. نيز جزو عنوان مشهورى بعضى از علما يا طبقات ديگر ميباشد چنانچه از عادات معموله اهل فن است كه بعضى از اكابر را بنام كتابى از تأليفات او معرفى كرده و صاحب آن كتاب گفته و مؤلف آنرا اراده نمايد مثل صاحب جواهر و صاحب حدائق و مانند آنها. گاهى لفظ صاحب را بنام شخصى ديگر اضافه داده و معنى رفيق و مصاحب قصد نمايد مثل صاحب ثعلب و نظائر آن، در بعضى موارد بچيزى ديگر اضافه داده و معانى ديگر منظور دارند مثل صاحب الديلم و صاحب الشامة و اشباه اينها كه تماما در محل خود نگارش خواهند يافت.