ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٤٤ - سيف اسفرنگى سيف الدين اعرج
نگرفتند. علاوه بر مراتب علميّه بسيار عابد و زاهد بود، چهل سال روزه گرفته و تأسف بسيارى بر ايّام جوانى ميخورد، هرگاه يكى از اقران خود را ميديد كه زودتر پير شده تسليت مييافت. سيرافى از كثرت جلالتى كه داشته مورد حسد ابو على فارسى و اصحاب وى بود و مابين او و ابو الفرج اصفهانى نيز باقتضاى عادت جاريه زمان رقابت و همچشمى بوده است. از تأليفات سيرافى است:
١- اخبار النحاة البصريين ٢- الاقناع در نحو كه خودش موفق باتمام آن نشده و بعد از وفات او پسرش يوسف بپايانش رسانيد ٣- الفات القطع و الوصل ٤- در يديه كه شرح مقصوره ابن دريد است ٥- شرح كتاب سيبويه كه پيش از او نظيرى نداشته و بهمين جهت بيشتر مورد حسد ابو على و معاصرين ديگر گرديد و در برلين و قاهره چاپ شده است ٦- شرح مقصوره ابن دريد كه مذكور شد ٧- صنعة الشعر و البلاغة ٨- طبقات النحاة ٩- المدخل الى كتاب سيبويه ١٠- الوقف و الابتداء. سيرافى بتدريس و نشر علم اشتغال داشته تا روز دوشنبه دويم ماه رجب سال سيصد و شصت و هشتم هجرت در عهد خلافت طايع عباسى (٣٥٣- ٣٨١ ه) در هشتاد و چهار سالگى در بغداد مابين نماز ظهر و عصر وفات يافت و در مقبره خيزران مدفون گرديد.
(ص ١٥٦ هب و ٢١٨ ت و ١٤٢ ج ١ كا و ١٤٥ ج ٨ جم و ١٢٧ ج ٥ مه و ٩٣ ف و ٢٧٤٧ ج ٤ س و ٤١ صف و ٩٦ ج ٤ فع)
سيرافى داود بن على
- عباسى، صاحب شرطه و قاتل معلى بن خنيس ميباشد و موافق آنچه از روايات كشى نقل شده خودش نيز بهمين جهت كشته شد و مشخّص ديگرى بدست نيامد. (ص ٣٠٧ ج ٢ نى)
سيرافى يوسف بن حسن
- پسر سيرافى حسن فوق الذكر بوده و در باب كنى بعنوان ابن السّيرافى مذكور خواهد شد.
سيرى اسفنديار بن ابى الخير
- شرح حالش موكول برجال است.
سيف آمدى على بن سالم
- بعنوان آمدى مذكور شد.
سيف اسفرنگى سيف الدين اعرج
- از افاضل شعراى نامى قرن هفتم هجرى ماوراء النهر از اهالى اسفرنگ از توابع سغد سمرقند از بلاد ماوراء النهر