ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٠٣ - سيارى قاسم بن مهدى
اثرى از آنها باقى نماند، مهارت و حذاقت او جالب حيرت عموم بود، بيش از اندازه بمراتب عزّتش افزوده و مورد توجّهات شاهانه شد و انعام جزيلى ملوكانه بدو عنايت گرديد لكن در اثر عزّت نفس از قبول آن اعتذار نمود زيرا معالجه بيماران را فقط وظيفه لازمى انسانيّت ميدانسته است. آه آه چه گويم كه ناگفتنم بهتر است. از تأليفات او است:
آلات جراحى و امراض العين و چهل باب در هردو قسمت علمى و عملى طبابت و رسالهاى در فصد و سته صروريه. وى در اواسط قرن چهارم هجرت درگذشت. (ص ٢٧٥ ج ١ مه)
سيارى احمد بن ابراهيم
- مكنّى بابو الحسين، نحوى لغوى شيعى امامى، از اكابر اماميّه و خال ابو عمرو زاهد ملقّب بمطرز بود. از خط شهيد اوّل نقل شده كه ابو بكر بن حميد از ابو عمرو زاهد پرسيد كه سيّارى كيست گفت خال من و رافضىمذهب است. چهل سال مرا بمذهب خود دعوت كرد، اجابتش نكردم چنانچه او هم دعوت مرا كه بمذهب اهل سنّت ميكردم اجابت ننمود. ابو عمرو مذكور متوفى بسال سيصد و چهل و پنج هجرى قمرى، اخبار بسيارى بواسطه سيّارى از مبرّد و ناشى و ابن مسروق روايت كرده است و سال وفات سيّارى بدست نيامد.
(ص ٥٧ ت و ١٥٣ هب و ٣٧٥ ج ٨ عن و ١٢ ج ٤ تاريخ بغداد)
سيارى احمد بن محمد بن سيار بن عبد اللّه
- كاتب بصرى، مكنّى بابو عبد اللّه، در زمان حضرت امام حسن عسگرى ع (متوفى بسال ٢٦٠ ه ق) از نويسندگان آل طاهر بود، ضعيف الحديث، مردود الرّواية، فاسد المذهب، تناسخىّ المشرب ميباشد و از تأليفات او است:
١- ثواب القرآن ٢- الطب ٣- الغارات ٤- القرائات ٥- النوادر يا نوادر القرآن.
وفات او بنوشته منهج المقال، بسال ٣٦٨ ه قمرى (شسح) واقع، لكن اين تاريخ با تاريخ زندگانى مذكور او كه مصرّح به خود او ديگر مشايخ رجال است بالفرض منافى هم نباشد بسيار مستبعد بنظر ميرسد، بلكه ظاهر كلام بعضى از علماى رجال آنكه احمد، زمان حضرت امام جواد عليه السلام را نيز درك كرده است. (كتب رجاليه و ١٥٣ هب)
سيارى قاسم بن مهدى
- دخترزاده احمد بن سياره، از اكابر مشايخ و عرفاى اهل مرو ميباشد. كنيهاش ابو العباس، در علوم شريعت