ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٢١ - شيخ الرئيس ابو الحسن ميرزا
سالف الترجمة ميباشد كه بعلم حديث اشتغال داشت، كتابى در تصوف تأليف داده و سلوة نامش كرده است. وى در ذى القعده سال چهارصد و شصت و سيم هجرت درگذشت.
(كف و ص ٧ ج ٤ طبقات)
شيخ حر عاملى محمد بن حسن و برادرش احمد
- هردو بعنوان حرّ عاملى مذكور شدند.
شيخ الرافضة حسين بن عبيد اللّه
- بعنوان غضائرى خواهد آمد.
شيخ الرئيس ابو البدر
- در باب كنى بهمين عنوان ابو البدر خواهد آمد.
شيخ الرئيس ابو الحسن ميرزا
- اگرچه بعنوان حاج شيخ الرئيس نگارش يافته است لكن بعضى اطّلاعات حاصله بعد از آن را تذكر داده و گوئيم:
از آنجا كه علاوه بر شرافت حسب و نسب، از علما و ادباى نامى عصر و در وعظ و خطابه نيز داراى مقامى عالى بوده است در موقع انقلاب ايران و تبديل سلطنت استبدادى بمشروطيّت طرف احتياج سياسيّين گرديد، از نطق و بيان و خطابههاى وى استفاده نمودند، خودش نيز بجهت عاطفه سياست كه در دلش بوده مايل و در امور كشورى داخل شد و سرسلسله و رئيس سياسيّين و انقلابيّين گرديد تا موقعى كه بامر محمد على شاه قاجار، بمجلس شوراى تهران توپ بسته شد و آزادىخواهان مورد آزار و شكنجه گرديدند شيخ الرئيس را نيز گرفتار و در باغ شاه در زنجيرش كردند تا بعد از استخلاص مسافرت كرده باز مراجعت نمود.
ناگفته نماند: بهائيها بعضى از كلمات مبهم و پهلودار شيخ الرئيس را كه گاهى در منبر بزبان ميآورده موافق مرام بهائىگرى خودشان تأويل كرده و او را نيز بهائى ميدانستند و حال آنكه شيخ الرئيس در آن كلمات هيچ منظورى نداشته و تأويلات بهائيان اصلا بخاطرش نميآمد. بجهت آن سوء تفاهم، پيغامى از ميرزا عباس آمد و او را براى تبليغات بامريكا دعوت و بوعده عايدات چندين برابر واردات ايرانى مستبشرش گردانيد، او هم دوازده هزار تومان مقروض بودن خود را بهانه آورده گفت بايد اوّل آنرا بدهيد تا بعد از اداى قروض حركت كنم، خيالش اين بوده كه آن مبلغ را بگيرد و با آن بيانات شيوا كه داشته اين قضيه را در بالاى منبر فاش و دليل تقلّب و رسوائى بهائيان نمايد و خدمتى باسلام