ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٠١ - صاحب مناهل سيد محمد
صاحب مناهج الاحكام حاج سيد محمد شفيع
- بعنوان جابلقى نگارش يافته است.
صاحب مناهل سيد محمد
- معروف به مجاهد ابن صاحب رياض سيد على طباطبائى سالف الترجمة، از مشاهير علماى اماميّه اواسط قرن سيزدهم هجرت ميباشد كه فقيه اصولى متبحّر اديب ماهر عابد زاهد بود، از والد معظّم خود و پدرزن خود سيد مهدى بحر العلوم تكميل مراتب علميّه نمود، در حال حيات پدر از كربلا كه مولدش بوده بايران آمد و در اصفهان اقامت گزيده و بتدريس و تأليف مشغول شد و مرجع استفاده افاضل آن نواحى بود و كتاب مفاتيح را نيز در آنجا تأليف داده تا آنكه خبر وفات والد معظّمش رسيد، بلافاصله عازم عراق شد و در كاظمين مقيم و مشغول انجام وظائف علميّه گرديد تا آنكه سلطان فتحعلى شاه قاجار، مدافعه روس و دفع شرّ و تعدّيات ايشان را كه نسبت ببلاد اسلامى داشتند تصميم گرفت و محض تبرّك و استمداد از معنويت سيّد، خواستار حضور او در موكب همايونى گرديد سيّد نيز اجابت كرده و با چندى از اكابر علماى وقت كه محقّق نراقى نيز از آن جمله بوده عزيمت ايران داد و بيش از اندازه مورد عنايات ملوكانه و احترامات درباريان و عموم اهالى گرديد و بمعنويت و اهل باطن بودن سيد اعتقادى كامل داشتند حتى گويند سيد در حوض مسجد شاه قزوين وضو گرفت و اهالى آن بلده، در اثر حسن عقيدتى كه درباره وى داشتهاند تمامى آب آن حوض را باندك زمانى محض تبرّك و استشفا بردند، لكن عاقبت باقتضاى تقدير ازلى، سلطان ايرانى بدان مرام مقدس موفق نگرديد ناچار آن رسوخ و خلوص عقيده كه درباره سيد داشتند فتور يافت، سيد نيز با دلى پرملال كه از اقوال ناشايست و افعال نابايست آن جماعت بيخبر از اسرار غيبيّه الهيّه داشته در قزوين اقامت كرد تا در اوائل سال هزار و دويست و چهل و دويم هجرت در همانجا وفات يافت و جنازهاش با تمام فوريت بكربلاى معلّى نقل و در بازار بين الحرمين مدفون گرديد. لفظ مغرب مادّه تاريخ وفات وى ميباشد و از مصنّفات او است:
١- الاستصحاب ٢- اصلاح العمل در عبادات ٣- الاغلاط المشهورة ٤- جامع العبائر