ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٨٨ - شهيد خامس شهيد رابع
پدر شيخ بهائى از موضعى از استانبول عبور ميكردهاند، شهيد، شيخ حسين را مخاطب داشته و فرمود كه در اين نزديكى مرد صاحب شأنى در همين موضع كشته خواهد شد. بنا بر نقل معتمد، شيخ على سبط الشهيد نيز در درّ منثور گويد اين قضيه مشهور و از شيخ حسين مذكور منقول است كه مخاطب شهيد در اين قضيه او بوده و مطلب هم بهمان نحوى كه شهيد خبر داده بود بوقوع پيوست.
در خاتمه، بعد از اعتذار از اطناب گوئيم: نام شهيد، چنانچه در عنوان كلام نگاشته آمد، زين الدّين بود و در روضات الجنّات و نقد الرجال و نخبة المقال و منتهى المقال نيز در حرف زاى (نقطهدار) در تحت عنوان زين الدين بشرح حال او پرداختهاند، بلكه خود شهيد در آخر يك نسخه خطّى از تمهيد القواعد و دو نسخه مختلف چاپى از شرح لمعه (كه در موقع نگارش اين سطور پيش اين نگارنده موجود بودند) نام خود را زين الدين بن على بن احمد نوشته است، ولى در آخر يك نسخه خطّى ديگر از تمهيد القواعد (كه در نزد اين نگارنده است) زين الدين على نوشته شده است.
از رياض العلماء نيز نقل است كه نامش، مثل نام پدرش، على بود لكن محض احترام پدر نام خود را بزين الدين اشتهار داده است و صاحب رياض اين مطلب را بخط خود شهيد و خط شيخ حسين پدر شيخ بهائى و خط فاضل محدّث سيد ميرزا محمد بن شرف الدين كه از مشايخ اجازه مجلسى بوده منسوب داشته است. از مير داماد نقل است كه اسم شهيد، مثل اسم جدّش احمد بود و حاصل كلام روضات آنكه اوّلى از اين دو قول آخرى بعيد و دويّمى آنها بعيدتر بوده و بعد از آن گويد: فرحمة اللّه على النّبّاش الاول، بارى با اين دو شعر شهيد كه در ردّ جبرى مذهب است ختم كلام مينمايد:
لقد جاء فى القرآن آية حكمة |
تدمر آيات الضلال و من يجبر |
|
و تخبر ان الاختيار بايدنا |
فمن شاء فليؤمن و من شاء فليكفر |
|