ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٣٦ - صدوق محمد بن على بن حسين بن موسى بن بابويه
تمامى آنها را احيا كردند. محفوظات ايشان بيشتر از ساير قميّين بوده و هروقتى كه بنقل حديث ميپرداختهاند تماما در حيرت مانده و ميگفتهاند كه اين امر و اين مقام، فقط خصوصيّت و امتيازى است كه در اثر دعاى حضرت ولىّ عصر ع بشما عنايت شده است.
تأليفات صدوق كه تماما دينى و در حدود سيصد كتاب متنوّع الطّرز و متفنّن الاسلوب ميباشد مشهود طبقات انام و منشأ فيض عام و مرجع استنباط احكام و استفادههاى متنوعه فقهاى كرام و افاضل اعلام هستند. علّامه حلّى و ميرداماد و شهيد در شرح ارشاد و جمعى ديگر از فحول علما، روايات مرسله او را نيز در موقع قبول گذاشته و كمتر از مراسيل ابن ابى عمير ندانند. از رؤياى شيخ بهائى مكشوف ميگردد كه مقام جلالت صدوق بالاتر از زكريّا بن آدم نيز (كه جلالت وى آفتابى و مصرّح به علماى رجال است) ميباشد. بالجملة:
عظمت و فقاهت و وثاقت صدوق و كثرت تأليف و جودت سليقه و خدمات دينى برجسته او در احياى آثار ائمّه اطهار ع، كالشّمس فى رابعة النّهار، واضح و آشكار بوده و جاى شبهه و انكار نيست. صدوق، نزد ملوك ديالمه وقت نيز بسيار محترم بود، روزى بحسب درخواست ركن الدولة پدر عضد الدوله ديلمى وارد حضور سلطان شد و مشمول عنايات ملوكانه گرديد، بعد از رفتن صدوق، كسى از راه حسد عرضه داشت كه اين شيخ، معتقد ميباشد بر اينكه سر مطهّر حضرت حسين بن على ع در سر نيزه سوره كهف ميخوانده است اينك ركن الدولة صحت اين نسبت را كتبا از صدوق استفسار نمود، صدوق در جواب بنگاشت بلى اينچنين قضيه بما رسيده است كه آن سر مطهّر، چند آيه از آن سوره مباركه را خوانده لكن از ائمّه اطهار ع بما نرسيده و امكان آن را نيز انكار نداريم زيرا جايى كه تكلّم اعضاى ارباب معاصى و شهادت آنها بر سيّئات ايشان در روز قيامت، بمدلول آيات قرآنيّه ثابت و محقّق است چگونه روا نباشد كه سر امام و خليفة اللّه و سيد جوانان اهل جنّت و جگرگوشه حضرت رسالت ص تكلّم بقرآن مجيد نموده و اين كرامت باهره باراده خداوند قادر از وى ظاهر گردد و در حقيقت انكار امكان آن، انكار قدرت خداوندى و فضيلت حضرت نبوى ص است چنانچه انكار شهادت اعضا در قيامت. عجب از كسى است