ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٢٢ - شعبى
شطرنجى محمد بن يحيى
- بعنوان صولى خواهد آمد.
شعبى
بفتح اوّل و سكون ثانى، منسوب است بقبيله شعب از قبائل يمن، يا از بطون همدان، يا خود منسوب بكوه شعب نامى است در يمن و اهل شام در مقام نسبت بآن شعبانى گويند. از نهاية الارب و سبائك الذهب نقل شده كه بنى شعبان يكى از بطون حمير از قبائل قحطانيه است و ايشان اولاد و خانواده شعبان بن عمرو بن زهير بن ابين بن الهميسع بن حمير بوده و عامر بن شراحيل يا شرحبيل فقيه عامى نيز از همين بنى شعبان مىباشد. لفظ شعبى در اصطلاح رجالى ضمرة بن يحيى است كه فقيه محدّث صالح امامى و معاصر شيخ طوسى بود و عامر بن شراحيل عامى مذكور است كه كنيهاش ابو عمرو و شهرتش شعبى و ولادتش در بصره و مسكن و مدفنش كوفه بوده و مدح و قدح او بين علماى رجال محل جدال بوده و موافق نقل معتمد، در رجال شيخ، از اصحاب حضرت امير المؤمنيناش شمرده و ابن داود نيز در ضمن ممدوحين محدّثين مذكورش داشته است. نزد علماى عامّه نيز ممدوح و بفقاهت و وثاقت و وفور علم و جلالت قدر موصوف و گاهى او را با ابن عباس ثانى ملقّب داشته و از اكابر تابعينش شمرده و گويند پانصد صحابى را ملاقات كرده است بلكه اركان علماى اسلام را منحصر بچهار تن دانند:
محكول در شام، ابن المسيب در مدينه، حسن بصرى در بصره، شعبى در كوفه، لكن نزد اكثر علماى خاصّه مطعون و مردود و مطاعن بسيارى درباره وى منقول و از طرف عبد الملك بن مروان و وليد بن عبد الملك و يزيد بن عبد الملك ملقّب بناقص متصدى قضاوت كوفه بوده است.
ولادت عامر شعبى بسال نوزدهم يا بيستم هجرت در كوفه، وفاتش نيز بسال يكصد و سيم يا چهارم يا پنجم يا ششم يا هفتم هجرت در كوفه بموت فجأه وقوع يافته است. بقول شعرانى از كلمات او است: ايّاكم و القياس فى الدّين فانّ من قاس فقد زاد فى الدّين.
با وجود اين بسط زايد را موكول بمحل خود داشته و فقط يك قضيه طريفه و نادره را مذكور ميداريم: ابن خلّكان، در وفيات الاعيان، ضمن شرح حال عبد الملك بن عمير