ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٢٥ - سيد رضى محمد بن ابى احمد حسين طاهر بن موسى
يا متشابه القرآن كه همان حقائق التنزيل مذكور در فوق است ١٩- مجازات الاثار النبويه كه در سال ١٣٢٨ ه قمرى چاپ شده است ٢٠- مجازات الحديث چنانچه بعضى گفتهاند و لكن ظاهر آن است كه نام ديگر همان مجازات الاثار مذكور است ٢١- مجازات القرآن كه در موضوع خود بىنظير و بنام تلخيص البيان مذكور شد ٢٢- المجازات النبوية كه همان مجازات الاثار مذكور فوق است ٢٣- مختار شعر ابى اسحق الصابى ٢٤- معانى القرآن، چنانچه مذكور شد وصف يا نام ديگر همان حقائق التنزيل و در رشته خود بىنظير بلكه بتصريح بعض از اكابر متعذر العديل است ٢٥- منتخب شعر ابن الحجاج كه بنام انتخاب مذكور شد ٢٦- نهج البلاغة، و ما ادريك ما نهج البلاغة، اين كتاب مستطاب، حاوى خطب و كلمات قصار و مكاتبات و مراسلات حضرت امير المؤمنين عليه السلام، كالشّمس فى رابعة النّهار واضح و آشكار، در تمامى اقطار در غايت اشتهار، كتابخانههاى هرديار با اشراقات انوارش منور و شرحهاى متقن بسيارى از طرف اكابر حكما و علماى عامّه و خاصّه بهردو زبان عربى و پارسى بر آن نوشته شده و اصلا و شرحا بارها در تبريز و تهران و مصر و بيروت و استانبول و غير آنها با انواع متعدده و قطعهاى متنوعه بطبع رسيده است. وفقنا اللّه للاستنارة بانوار هدايته.
مخفى نماند كه تأليف سيد رضى بودن اين كتاب مستطاب، اصلا محل ترديد نميباشد و علاوه بر اينكه مصرّح به كلمات اكابر علماى فريقين است خود سيد رضى نيز در كتاب مجازات نبويّه و در حقائق التأويل آنرا صراحتا مذكور داشته است و اينكه بعضى از اهل علم تأليف آنرا بسيد مرتضى برادر سيد رضى نسبت دادهاند اشتباه و ناشى از قلت تتبّع ميباشد. ناگفته نماند كه اين اختلاف اصلا قادح در صحت و اعتبار اين كتاب مستطاب نميباشد و تأليف آن از هركدام از اين دو برادر والاگهر كه باشد در نهايت اعتبار بوده و عدالت و وثاقت و مقبول الرواية بودن ايشان محل ترديد نيست. كلام در اين است كه بعضى از عامّه، با قطع نظر از مؤلف نهج البلاغة، در مندرجات آن نيز اشكالتراشى كرده و فقط بعضى از آنها را كلام حضرت امير المؤمنين ع ميدانند و بسيارى از آنها را املا و انشاى علماى شيعه ميپندارند و بعضى ديگر همه آنها را از خود سيد رضى دانند. نگارنده گويد: باز هم رحمت بكفن دزد قديم كه همه آنها را از كلام حقائق انتظام آن حضرت دانسته و فقط تأليف آن كتاب را بسيد مرتضى نسبت ميدهد كه چنانچه اشاره شد خللى در اعتبار