ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٧٠ - شاه حسين سرپلى يا شاه حسين ولى پسر شيخ حسن بن حسين سهروردى
شاه حسين سرپلى يا شاه حسين ولى پسر شيخ حسن بن حسين سهروردى
- مادرش فاطمه خاتون خواهرزاده شيخ صفى الدين اسحق اردبيلى آتى الترجمة بوده و نسبش از طرف پدر بشيخ شهاب الدين سهروردى موصول ميباشد. شيخ صفى الدين مذكور شبى در خواب پسر خود شيخ صدر الدين را امر كرد كه فاطمه خاتون را بشيخ حسن مذكور تزويج نمايد پس شيخ صدر الدين شيخ حسن را احضار نمود و در ماه شوال هفتصد و شصت و شش هجرت عمّهزاده مذكور خود را بدو تزويج كرد و از قول پدر خود مژدهاش داد كه فرزندى براى او متولد ميشود كه از اوليا خواهد بود، اينك وقت صبح، اول ماه رجب (كه ظاهرا سال هفتصد و شصت و هفت باشد) از فاطمه خاتون پسرى متولد گرديد، شيخ حسن او را بنام پدر خود حسين مسمّى گردانيد (كه همين شاه حسين ولى است).
از بچهگى آثار جلالت از آن فرزند ظاهر بود، در مدت پنج سال نحو و صرف و منطق و معانى و فقه و تفسير و حديث را متقن ساخت، در جفر و اعداد نيز سرآمد اهل زمان شد، كمتر كسى تاب معارضه با وى داشت. نماز شب اصلا فوت نميگرديد، هفت مرتبه بزيارت بيت اللّه الحرام مشرّف شد و از شيخ محمد قلى و شيخ طائى كه از اكابر عرفاى وقت بودهاند بهرهمند گشت، پس بسمرقند رفته و چند سالى ملازم خدمت شيخ حسن سمرقندى بود تا بمقامى عالى رسيد و بعد از رحلت شيخ حسن جانشين وى گرديد، پس بار ديگر بزيارت بيت اللّه مشرّف و در مراجعت بتبريز آمد و در نزديكى پلى كه در روى مهرانرود است در كوى پل سنگين نامى از آن شهر اقامت كرد و مكرّر بزمين مقبره خود (كه باغى بوده در همانجا در سمت جنوبى رودخانه) نگاه كرده و ميگفته است عجب جاى شريف است. از طرف ديگر نيز خواجه مير محمد كلانتر تبريز در خواب ديد كه حضرت رسالت ص آن باغ را ابتياع مينمايد و در جواب استفسار از سبب آن معامله اشاره بسوى شاه حسين ولى نمودند اشعار بر اينكه اين باغ براى او خريده ميشود اينك خواجه، على الصباح همان باغ را خريده و تسليم شاه حسين ولى نمود، او نيز در آنجا سكونت داشته تا بسال هشتصد و هشتاد و دويم هجرت در حدود يكصد و پانزده سالگى وفات يافت