ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٦٣ - صاحب ديوان خواجه شمس الدين محمد جوينى
بلكه موافق آنچه در عنوان شهيد اشاره نموديم لفظ شهيد بنوشته تنقيح المقال در صورت نبودن قرينه راجع بهمين يحيى و شهيد اوّل سالف الترجمة است. در سال يكصد و شصت و نهم هجرت كه حسين بن على بن حسن مثلّث در وقعه فخ بشهادت رسيده يحيى نيز حاضر بوده و بعد از شهادت حسين مذكور اسير گرديد، عاقبت با جمعى ديگر ببلاد ديلم فرار كرد و در آنجا بدعوت آغاز نمود، اهالى آن نواحى بر وى گرد آمدند و بهمين جهت هرون الرشيد بغايت مضطرب شد، از راه حيله اماننامهاى بيحيى فرستاد پس يحيى فريب خورد و ببغداد رفت، بمجرّد ورود وى هرون نقض عهد كرد و قتل وى را تصميم داد لكن بجهت اعتراض ابو البخترى وهب بن وهب از آن تصميم خود منصرف شد و در خانه سندى بن شاهك حبسش نمود تا بسال صد و هفتاد و پنجم هجرت در حبس درگذشت و يا هرون بقتلش آورده و يا مسمومش كرد، يا زنده در زير بنا گذاشته و منارهاى در روى جسد وى بنا نهاد، يا بطور ديگر كه تفصيل آن در تنقيح المقال بعمدة الطالب و مقاتل الطالبين و غير آنها منسوب است از وى سلب حيات نمودند. او را صاحب ديلم گفتن نيز همانا بجهت فرار ببلاد ديلم بوده است. (تنقيح المقال و ص ٣٥٤ ج ١ ذريعة و غيره)
صاحب ديوان خواجه شمس الدين محمد جوينى
- معروف بصاحب ديوان، وزير سلطان جلال الدين سلجوقى، بسيار عالى همّت و كرمپيشه و علمدوست بود، قريحه شعرى بسيار عالى داشت و رساله شمسيه در منطق بنامش منسوب ميباشد. گويند روزى بر مسند حكومت بود كه شاعرى غريب اين رباعى را بدو داد:
دنيا چو محيط است و كف خواجه نقط |
پيوسته بگرد نقطه ميگردد خط |
|
پرورده تو كه و مه و دون و وسط |
دولت ندهد خداى كس را بغلط |
|