ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٩ - سرورى مصطفى بن شعبان
زمان وفاتش بدست نيامد. (ص ١١٦ عم)
سرورى سيد عثمان
- از مشاهير شعرا و مورّخين عثمانى ميباشد كه در اصل از اهالى آتن بود، نخست در آنجا به حزنى تخلّص مينمود، تا آنكه باستانبول رفته و بتصويب شيخ الاسلام توفيق افندى بسرورى تبديل داد، باسنبلزاده وهبى افندى معاصر بود، در سال هزار و دويست و بيست و نهم هجرى قمرى وفات يافت و از آثار او است:
١- تاريخ منظوم بترتيب حروف ابجدى ٢- ديوان تركى مكمل.
(ص ٣٤ ج ٤ و ٢٦٥ ج ٣ فع و ٢٥٥٨ ج ٤ س)
سرورى محمد قاسم بن حاج محمد
- كاشانى، از شعراى قرن يازدهم هجرت ميباشد كه بسرورى تخلّص ميكرد، كتاب لغتى از پارسى بپارسى (كه در اصل موسوم به مجمع الفرس و در السنه به فرهنگ سرورى معروف است) در سال يكهزار و هشتم هجرت بنام شاه عباس كبير تأليف داد. بسال يكهزار و سى و دوم بهندوستان رفته و در لاهور اقامت گزيد، همان كتاب مجمع الفرس را تلخيص كرده و به خلاصة المجمع موسوم گردانيد و ديباچه آن را بنام اعتماد الدوله حاتم بيگ وزير شاه عباس موشح نمود.
دو نسخه خطّى از كتاب مجمع الفرس مذكور بشماره ١ و ٣ در كتابخانه مدرسه سپهسالار جديد تهران موجود و از اشعار سرورى است:
بصحراى غمت منزل گرفتم |
چو صحرا كوه غم در دل گرفتم |
|
دم رفتن، بدستى دامن جان |
بدستى دامن قاتل گرفتم |
|
بىدست طلب بدامن پير زدن |
كس را نشود مقام عرفان مسكن |
|
چون رشته كه نگشود رهش، تا ننهاد |
سر بر قدم راست روى چون سوزن |
|