ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٧٠ - صنعانى عبد الرزاق بن همام بن نافع
سى و نهم هجرت در همان قريه واقع گرديد. (ص ٦٣ ج ١٤ جم)
صندلى على
- نيشابورى، مكنّى بابو الحسن، از فقهاى حنفيّه ميباشد كه در علم كلام نيز يدى طولى داشت، عاقبت منزوى شد، تباعد از مجالس امرا و سلاطين را بر نفس خود لازم شمرد. روزى ملكشاه در مسجد جامع نيشابور او را ديده و از كم انسى و عدم تشرّف او بدربار گلهگذارى نمود، در جواب گفت:
غرض ما آن است كه شما با زيارت علما، از اخيار ملوك باشيد نه اينكه ما با زيارت ملوك از اشرار علما. وفات او در سال چهارصد و هشتاد و نهم هجرت واقع گرديد.
(ص ٢١٦ ج ٤ فع)
صنعانى[١]
صنعانى عبد الرزاق بن همام بن نافع
- حميرى، مكنّى بابو بكر، محدّث حافظ جليل القدر از علما و محدّثين قرن سيم هجرت، از اصحاب حضرت صادق عليه السلام، جلالت مقام او مورد تصديق علماى فريقين بود. ابن خلّكان از سمعانى نقل كرده است كه بعد از حضرت رسالت ع بسوى كسى كه مثل و مانند صنعانى باشد رحلت و مسافرت نشده و او از معمّر بن راشد ازدى بصرى، از اوزاعى، ابن جريح و غير ايشان روايت كرده و ائمّه اسلام آن عصر نيز مثل سفيان بن عيينه، احمد بن حنبل،
[١]- صنعانى- بفتح اول، منسوب است بصنعا و آن بنوشته مراصد ديهى است در غوطه دمشق شام و هم شهرى است در يمن كه قصبه و مركز بلاد يمن ميباشد. نام اصلى قديمى آن اوال بوده و پس از آنكه حبشه وارد آنجا شدند بجهت استحكام آن گفتند كه اينجا صنعا است (يعنى مستحكم است) پس اين كلمه صنعا نام آن شهر گرديد و نام اولى مذكور متروك شد. در مقام نسبت، مثل بعضى از كلمات متداوله ديگر نونى افزوده و صنعانى گويند و يا موافق قول بعضى، لفظ صنعان لغت ديگرى است در صنعا و بنابراين نون ماقبل آخر در كلمه صنعانى اصلى بوده و محتاج بزيادت نميباشد. بارى صنعانى در اصطلاح رجالى، لقب ابراهيم بن عبد الحميد، ابراهيم بن عمر يمانى، حماد بن عمرو، عبد الرزاق بن همام، على بن سويد، محمد بن يوسف، معمر بن راشد و بعضى ديگر ميباشد و شرح حال ايشان موكول بدان علم شريف بوده و در اينجا فقط بشرح حال اجمالى عبد الرزاق مذكور ميپردازيم.