ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٤٦ - سيفى بخارى
از امراى شيعه اماميّه، داراى سطوت و بملك العرب موصوف بود، با سلطان محمد بن ملكشاه البارسلان سلجوقى منافرت داشت تا آنكه امر بمحاربه منتهى شد، در نزديكى نعمانيّه جنگ واقع گرديد، صدقه را روز جمعه سلخ جمادى الاخرة يا بيستم رجب سال پانصد تمام يا پانصد و يكم هجرت در معركه بقتل رساندند و سر او را ببغداد آوردند.
شهر حله از بناهاى او است كه در سال ٤٩٥ ه بنايش نهاده است.
(ص ٣٠٩ ج ٢ نى و ٢٤٩ ج ١ كا)
سيف الدولة على بن عبد اللّه
- ضمن شرح حال برادرش ناصر الدولة خواهد آمد.
سيف الدين آمدى، على بن محمد بن سالم
- بعنوان آمدى نگارش يافته.
سيف الدين اسفرنگى يا سيف الدين اعرج
همان سيف اسفرنگى مذكور فوق است.
سيف الدين باخرزى، سعيد بن مظفر
- از اكابر عرفاى قرن هفتم هجرت ميباشد كه با شيخ عطّار، رضى لالا و سعد الدين حموى معاصر بود، بعد از تحصيل علوم ظاهرى بخدمت شيخ نجم الدين كبرى رسيده و از مريدان او شد، فنون طريقت را تكميل نمود، دو مرتبه در اربعين نشست و عاقبت خليفه و جانشين وى گرديد و از اشعار او است:
هرچند گهى ز عشق بيگانه شوم |
با عافيت آشنا و همخانه شوم |
|
ناگاه پرىرخى بمن برگذرد |
برگردم از آن حديث و ديوانه شوم |
|