ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٥٤ - شاذلى على بن عبد اللّه بن عبد الجبار
بجهت انتساب بجدّ عاليش منقر بن عبد اللّه است.
شاذكونى (بفتح ذال) منسوب بشاذكونه ميباشد كه بمعنى رختخواب و يا حصيرى است كوچك و يا جامهايست درشت كه در يمن بافند و سليمان، شغلفروش يكى از آنها را داشته چنانچه پدرش داود نيز بهمين جهت لقب شاذكونى را داشته اين است كه سليمان را ابن شاذكونى نيز گويند. (تنقيح المقال و ص ٣١١ ج ٢ نى و ٤٠ ج ٩ تاريخ بغداد)
شاذلى[١]
شاذلى ابو الحسن
- در ذيل بعنوان شاذلى على و شاذلى ياقوت مذكور است.
شاذلى داود بن عمر بن ابراهيم
- شاذلى اسكندرى، از اكابر فقهاى مالكيّه بود، اصول تصوّف را نيز از شيخ تاج الدين بن عطاء اللّه فراگرفت، دو كتاب مختصر تلقين قاضى عبد الوهاب و مختصر الجمل زجاجى از او بوده و در سال هفتصد و سى و سيم هجرت در اسكندريه درگذشت. (ص ٢٧٦ ت)
شاذلى على بن عبد اللّه بن عبد الجبار
- حسينى، مكنّى بابو الحسن، از اكابر عرفا ميباشد كه در قريه شاذله متولد و در اسكندريه نشأت يافت، نسبت طريقتى وى بابو مدين منتهى ميشود، بسيار جليل القدر بود و كراماتى بدو منسوب دارند. او مؤسّس سلسله شاذليه از سلاسل صوفيّه است و شيخ تاج الدين عطاء اللّه و بعضى ديگر كتابى جداگانه در شرح حال او نوشته و او را بقطب و غوث و معدن انوار و زمزم اسرار و مانند اينها ستودهاند. از كلمات او است كه الهامات و كشفيّات و مشاهدات را با كتاب و سنّت نبويّه موازنه و تطبيق كردن لازم است و در موارد مخالفت و مغايرت با يكديگر، تمسّك بقرآن مجيد و سنّت لازم بوده و از كشفيّات و الهامات شخصى صرفنظر كردن با يا و ضرور باشد كه خدايتعالى درخصوص تمسّك بكتاب و سنّت ضامن عصمت و محافظت بوده و
[١]- شاذلى- بنوشته شعرانى، منسوب بديهى شاذله نام است از افريقا و بعضى از معروفين بهمين نسبت را تذكر ميدهد.