ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٦٨ - صاحب روضة الاحباب
است كه حديث: العلماء ورثة الانبياء در شأن ايشان وارد شده و اين سلسله رفيعه محض من باب تقيّه همواره بمطالعه و تدريس و تدرّس كتب حديث عامّه اشتغال داشتند تا آنكه يكى از اكابر ايشان كتاب مشكوة را در خواب بنظر مبارك حضرت رسالت ص رسانده و خواستار صحت و ضعف آن گرديد پس آن حضرت تمامى آن كتاب را ملاحظه فرموده و احاديث مجعوله آن را محو كرد و اثر محو آن حضرت تا اين زمان عينا موجود و در ميان اين سلسله باقى ميباشد و گاهى بعد از طهارت و حمد و صلوات زيارتش ميكنند و نخستين كسى كه از اين سلسله ببركت اين رؤياى رحمانى مطالعه احاديث اهل سنّت را ترك كرده امير صدر الدين محمد دشتكى پدر امير غياث الدين منصور آتى الترجمة ميباشد بارى از تأليفات امير عطاء اللّه است:
١- احوال اولاد امير المؤمنين ع ٢- الاربعون حديثا من احاديث سيد المرسلين فى مناقب امير المؤمنين ع ٣- تحفة الاحباء ٤- روضة الاحباب فى سيرة النبى و الآل و الاصحاب كه بپارسى و سه مجلّد بوده و آن را بامر وزير كبير امير على شير نوائى تأليف داده است.
وفات امير عطاء اللّه بنوشته احمد رفعت در سال يكهزار تمام و بنوشته قاموس الاعلام در نهصد و هفدهم هجرت و ظاهر كشف الظّنون ترديد مابين يكهزار تمام و نهصد و بيست و ششم است لكن معاصر بودن او با شاه اسمعيل اول (متوفّى بسال ٩٣٠ ه ق- ظل) و عموزاده بودن امير غياث الدين منصور (متوفى بسال ٩٤٨ ه ق- ظ م ح) و تأليف يافتن كتاب روضه مذكور بامر امير على شير نوائى (متوفّى بسال ٩٠٦ ه ق- ظو) چنانچه مذكور داشتيم مكذّب وقوع وفات در سال هزارم ميباشد اينك يكى از دو عقيده ديگر را تأييد مينمايد كه وفات او يا در سال ٩١٧- ظ ى ن و يا در ٩٢٦ ه ق- ظ كو بوده است چنانچه محمد بودن نام پدر امير عطاء اللّه كه در قاموس الاعلام نوشته دور از صحت و مخالف كتب تراجم ديگر ميباشد.
اما امير نسيم الدين محمد ملقّب به مبركشاه يا ميركشاه پسر امير عطاء اللّه نيز از اكابر وقت خود و در تكميل علوم متداوله خصوصا در علم حديث وحيد زمان و فريد