ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٤٦ - صغير شيخ احمد
استفاده فقهاى آنجا گرديد. صاحب بن عبّاد ميگفته است كه ابو سهل صعلوكى نظير خود را نديده و ما هم ماننده او را نخواهيم ديد. در خزينة الاصفيا گويد: ابو سهل صعلوكى در شريعت و طريقت امام وقت و يگانه روزگار بود، با بسيارى از مشايخ مصاحبت داشت و همهشان بولايت وى متّفق بودند، بسماع شائق بوده و وجد مىنمود. حكم سماع را از وى سؤال كردند گفت براى اهل حقيقت مستحب، براى اهل علم مباح، باهل فجور و شهوات نفسانيّه مكروه است.
وفات ابو سهل بسال سيصد و شصت و هشتم يا نهم هجرت در هفتاد و سه سالگى در نيشابور واقع شد و بنابر قول ثانى هريك از دو جمله: هادى و الاسهل صعلوك- ٣٦٩ و ولى الاوليا ابن سليمان- ٣٦٩ مادّه تاريخ وفات او است.
(ص ٣٧٧ ج ٢ نى و ٢٩٥٣ ج ٤ س و ٢٣٦ ج ١ و ٣٣ ج ٢ كا و ٣٢٥ ت و ٢٠٤ ج ٢ خه)
صعلوكى محمد بن سليمان
- فوقا در ضمن پسرش سهل بن محمد صعلوكى مذكور شد.
صغانى
احمد بن محمد، حسن بن محمد، حسن بن محمد بن حسن بن حيدر، محمد بن اسحق، هرچهار را بعنوان صاغانى نگارش داديم و بدانجا مراجعه شود.
صغير شيخ احمد
- از عرفاى قرن چهارم هجرت و از مريدان شيخ كبير، ابو عبد اللّه خفيف سالف الترجمة ميباشد. احمد نام ديگرى نيز از مريدان وى و به كبير معروف بود لكن احمد صغير بيشتر طرف توجه پير خود بوده و از اين جهت مورد طعن اصحاب وى گرديد كه با آن رياضتهاى شيخ احمد كبير، بچه سبب احمد صغير مورد توجه بيشتر است. پير نيز محض معلوم كردن باطن قضيه روزى باحمد كبير امر كرد شترى را كه در خانقاه است بپشت بام ببرد، احمد گفت شتر را بر بام بردن خارج از امكان است پس باحمد صغير تكليف كرد، او فورا كمر انقياد و طاعت بر ميان بست، دستها را در زير شتر كرده و قوت نمود ولى نتوانست، پس آن پير، باصحاب گفت كه احمد