ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٠٩ - صافى ميرزا جعفر
نمود، دمياطى كه حاكى قضيه است گويد بعد از صرف طعام متفرق شده، بمجرّد اينكه بكنار شط رسيدم شخصى وفات حسن را بمن خبر داد، من در عجب ماندم و گفتم، همين ساعت از وى جدا شدم گفت بلى همين ساعت بحمام رفت و بفجأه درگذشت. چنانچه مذكور داشتيم وقوع اين قضيه بسال ششصد و پنجاهم هجرت در بغداد واقع گرديد، امّا ششصد و پنج، كه بعضى گفته و در بعضى از مواضع كشف الظّنون هم تصريح كرده است دور از صحت بوده و منافى عادى تأليف دو كتاب مذكور بنام ابن العلقمى (متوفى بسال ٦٥٦ ه ق- خنو) و بعضى قرائن ديگر ميباشد.
(ص ١٨٧ هب ٢٢٣ ت و ٥٢ ج ٥ مه و ١٧٩ ج ٤ فع و ٢٩٥٣ ج ٤ س و ٦٣ فوائد البهية و غيرها)
صاغانى محمد بن اسحق بن جعفر
- يا محمد صاغانى، مكنّى بابو بكر، از متصلّبين در دين بود، وثاقت و كثرت روايات او مشهور است، براى تحصيل علم مسافرتها كرد و از اهل بغداد و بصره و كوفه و مدينه و شام و مصر و مكّه استماع حديث نمود، ترمدى و نسائى و مشايخ بسيار ديگر نيز در كتب صحاح خودشان از وى روايت ميكنند. در هفتم صفر دويست و هفتادم هجرت درگذشت.
(ص ٢٤٠ ج ١ تاريخ بغداد)
صافى اوحد الدين بن حسين
- مراغى بعنوان اوحدى مراغى نگارش يافته است.
صافى ميرزا جعفر
- اصفهانى، در عصر خود از مشاهير شعراى اصفهان بود، اغلب اوقات او در غزلسرائى مصروف ميگرديد، عاقبت بفكر آخرت افتاد و اشعارى در مناقب حضرت رسالت ص و حضرت امير المؤمنين ع گفته و مدت ده سال از عمر عزيز خود را در اين تجارت دينى صرف كرد و آن كتاب مناقب را شهنشاهنامه ناميد و يك نسخه از آن را تحفه دربار فتحعلى شاه قاجار نمود و مشمول الطاف تازه و عنايات ملوكانه بىاندازه گرديد. يك مثنوى گلشن خيال نامى نيز دارد، در هزار و دويست و نوزدهم هجرت در اصفهان وفات يافت و در تكيه مير فندرسكى مدفون گرديد.
از اشعار او است در توحيد: