ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٠٤ - شيخ بهائى
واقع ميشد، طرف مباحثه در مقابل براهين متقنه او محكوم ببطلان بوده است. در شام با حافظ حسين كربلائى، مؤلّف روضات الجنان نيز (كه شرح حالش در باب كنى بعنوان ابن الكربلائى خواهد آمد) ملاقات نمود، عاقبت باز ببلاد عجم مراجعت و در آن ديار ملجأ صغار و كبار، مرجع استفاده اكابر و افاضل، مشمول عنايات ملوكانه شاه عباس صفوى گرديد. آنشاه والاجاه پيوسته از انوار افكار ابكارش استناره نموده و در سفر و حضر از وى مفارقت نمىنمود. در سال هزار و هشتم هجرت كه شاه معظّم، بموجب نذريكه در شكست خوردن عثمانيان كرده بوده با پاى پياده عازم زيارت مشهد مقدّس رضوى بود، شيخ نيز بشرف خاكبوسى آن آستان ملايك پاسبان مشرّف بود، گويند شبى شاه عباس، در حرم مطهّر حضرت رضا ع با يك دنيا مباهات بخادميّت آن قبر مقدس، سر فتيله شمعها را با مقراض ميگرفته شيخ بهائى بالبداهة اين رباعى را گفت:
پيوسته بود ملايك عليّين |
پروانه شمع روضه خلد برين |
|
مقراض باحتياط زن اى خادم |
ترسم ببرى شهپر جبريل امين |
|