ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٦٠ - صفى الدين سيد اسحق بن سيد امين الدين
٣- شاه اسمعيل ثانى پسر شاه تهماسب فوق كه در سال وفات پدر جلوس كرد، بفاصله يكسال در قزوين درگذشت و قبرش معلوم نيست و رباعيّات طربفه محتشم كاشانى كه در تاريخ جلوس وى گفته در شرح حال محتشم خواهد آمد.
٤ و ٥- سلطان محمد مكفوف برادر شاه اسمعيل ثانى كه تا سال نهصد و نود و شش هجرت متصدى امور سلطنت شد، بعد از آن تمامى امور كشورى را بپسرش شاه عباس اول مفوّض داشت، خودش با انزوا و عبادت امرار حيات نمود تا در هزار و چهارم هجرت در قزوين درگذشت و نعش او را بعد از مدتى بعتبات نقل دادند. شاه عباس هم مدت چهل و چند سال با كمال ابهت و جلالت امور كشورى را انجام داد، بقاع مقدّسه را تعمير كرد، در ظرت بيست و هشت روز با پاى پياده از اصفهان بزيارت ثامن الائمّه ع مشرّف شد، قبّه مطهّره رضوى را مذهّب كرد و آثار خيرات و مبرّات بسيارى در هرگوشه ايران بيادگار گذاشت و در بيست و چهارم شهر جمادى الاولى هزار و سى و هفتم يا هشتم هجرت در اشرف مازندران درگذشت و قبرش معلوم نيست. «عباس شه نمرد كه نام نكو گذاشت»
٦- شاه صفى اول نوه شاه تهماسب كه در دوازدهم صفر هزار و پنجاه و دويم هجرت در كاشان وفات يافت، نعش وى هم بقم نقل و در جوار حضرت معصومه ع دفن شد.
٧- شاه عباس ثانى پسر شاه صفى كه در سال هزار و هفتاد و هفتم يا هشتم هجرت در حوالى دامغان درگذشت، جنازهاش بقم نقل گرديد و در بقعه بزرگى در جوار حضرت معصومه ع مدفون شد.
٨- شاه صفى ثانى معروف بشاه سليمان پسر شاه عباس ثانى كه در سال هزار و صد و پنجم يا ششم هجرت در اصفهان درگذشت، جنازهاش بقم نقل و در بقعه متّصل ببقعه پدرش دفن شد.
٩- شاه سلطان حسين پسر شاه صفى ثانى كه آخرين پادشاه صفويّه است، سلطنت او با فتنه افغانها مصادف شد، در دست ايشان اسير گرديد، بسال هزار و صد و سى و پنجم يا هفتم هجرت محبوس و در سال سى و نهم يا بيست و دويم محرّم سال چهلم در زندان