ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٣٧ - صدوق محمد بن على بن حسين بن موسى بن بابويه
كه نوحه و عزادارى جن و باريدن خون از آسمان و گريه و ناله ملائكه سماوات را قبول دارد ولى امكان اين قضيه را انكار نمايد، انكار آن، بعد از تحقّق و صحت سند آن، كمتر از انكار شرايع انبياى سلف و معجزات ايشان نميباشد. تفصيل سئوال و جواب راجع باختلاف عقائد مردم درباره بعضى از اصحاب كبار را نيز كه بين ركن الدولة و صدوق جريان يافته محض احتراز از اطناب موكول بروضات الجنّات و ديگر كتب مربوطه ميداريم و فقط يكى از نوادر و كرامات صدوق را كه از وسائل رسوخ عقيده و نصب العين بودن جلالت علماى اسلام در انظار عامّه ميباشد زينتبخش اوراق مينمايد:
صاحب روضات الجنّات (متوفى بسال ١٣١٣ ه ق- غشيج) گويد از كرامات صدوق كه در اين اواخر بوقوع پيوسته و مشهود جمعى كثير بوده آن است كه در عهد فتحعلى شاه قاجار، در حدود سال هزار و دويست و سى و هشت هجرت، مرقد شريف صدوق كه در اراضى رى نزديكى حضرت عبد العظيم است از كثرت باران رخنهدار شد، بجهت تعمير و اصلاح آن اطرافش را ميكندند پس بسردابهاى برخوردند كه مدفنش بوده، وارد سردابه شده ديدند كه جثّه او، همچنان تر و تازه با بدن عريان و مستور العورة و در انگشتانش اثر خضاب و تارهاى كفن پوسيدهاش بشكل فتيلهها در اطراف جثّهاش بر روى خاك منتظم بودهاند. اين خبر در تهران منتشر شد و مسموع شاه گرديد، بجهت معاينه قضيه بمحل رفت لكن درباريان و امناى دولت، ورود خود سلطان را بسردابه خلاف مصلحت ديدند اينك جمعى از اعيان دولت و علماى بلد داخل سردابه شده و صدق قضيه را بعرض سلطانى رسانيدند، پس همينكه بمرحله تحقيق و رأى العين رسيد امر همايونى بسد آن رخنه و تجديد و تعمير و تزيينات آن بقعه صادر گرديد. در روضات، بعد از نقل اين قضيه گويد بعضى از حاضرين واقعه را ملاقات كردم كه باعاظم اساتيد ما نقل ميكرد و چون صاحب روضات موقع وقوع قضيه در حدود دوازده سالگى بوده و لذا گويد كه خودم نيز اين واقعه را بطور ترديد و ريبه متذكر هستم.
در تنقيح المقال (كه در هزار و سيصد و پنجاهم هجرت تأليف آن بپايان رسيده)