ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٣٥ - صدوق محمد بن على بن حسين بن موسى بن بابويه
شرح حالش در باب كنى بعنوان ابن بابويه خواهد آمد) گاهى متّصف بصدوق دارند لكن با كلمه اوّل مقيّد ساخته و صدوق اول گويند اينك گاه است محمد را نيز كه صدوق مطلق است در مقابل آن، محض من باب تأكيد مقيّد بكلمه ثانى كرده و صدوق ثانى اطلاق ميكنند. چنانچه در شرح حال شيخ طوسى اشاره نموديم، صدوق، دوّيمين محمدين ثلث اوائل مؤلفين كتب اربعه معروفه ميباشد كه نام هرسه، محمّد و كنيهشان نيز ابو جعفر بوده و گاهى او را در مقابل ايشان ابو جعفر ثانى گويند. بالجملة صدوق، از وجوه اعيان و مشايخ عظام و فقهاى كرام شيعه اماميّه، بسيار جليل القدر و عظيم الشأن، استاد شيخ مفيد، خازن احاديث حضرت سيد المرسلين ص و حافظ اخبار و آثار حضرات ائمّه طاهرين ع بلكه شيخ المشايخ و رئيس المحدّثين و ركن ركين مذهب جعفرى و حصن حصين فرقه محقّه اثنى عشرى، در تحقيق و انتقاد اخبار خبير و در معرفت حال رجال و محدّثين بصير ميباشد. در سال ٣٥٥ ه ق- شنه ببغداد رفت، شيوخ فرقه اماميّه از وى استماع حديث نمودند، شيخ مفيد و ابن شاذان و غضائرى و شيخ ابو جعفر محمد دوريستى و ديگر اكابر محدّثين اماميّه از او روايت ميكنند. موافق فرموده شيخ حرّ عاملى و بعضى ديگر از اكابر اهل فنّ، نظير او در كثرت علم و حفظ و ضبط اخبار اسلاميّه ديده نشده بلكه اگر وجود مسعودش نبودى آثار اهل بيت رسالت ص بكلّى محو و نابود بودى.
موافق آنچه در باب كنى در شرح حال برادرش ابن بابويه حسين بن على مذكور خواهد شد ولادت اين هردو برادر در زمان غيبت صغرى، بدعاى حقيقت انتماى حضرت ولىّ عصر عجّل اللّه فرجه واقع شد و در توقيع رفيع صادره از ناحيه مقدّسه مباركه، بفقيه و خير و مبارك و مصدر منافع بودن موصوف بوده و اين قضيه، با قطع نظر از ديگر مراتب علميّه و كمالات معنويّه يگانه امتياز انحصارى اين دو برادر والاگهر و تنها مايه افتخار ابدى ايشان ميباشد. اينك گوى سبقت از ديگر خدّام شرع مقدّس اسلامى ربودند، در مضمار خدمات دينى اسلامى حاوى قدح معلّى شدند، زحمات بسيارى در احيا و ترويج آثار پيشوايان دين مبين محمدى بكار بردند، با قلم ميمنت رقم و مبارك شيم خودشان