ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٢٢ - صدر حاج سيد اسمعيل بن سيد صدر الدين
برادر والاگهر خود حاج سيد محمد على معروف بآقا مجتهد سالف الترجمة نشأت يافت، مقدمات و مقدارى از درس سطحى را پيش وى خواند، بعد از فوت آقا مجتهد نيز، ديرى تحت تعليم و تربيت آيزنهاش شيخ محمد باقر بن شيخ محمد تقى صاحب هداية المسترشدين سالف الترجمة بود، در حوزه وى دروس سطحى را تكميل كرد و شروع بدرس خارج استدلالى نمود تا در سال هزار و دويست و هشتاد و يك هجرت (كه سال وفات شيخ مرتضى انصارى است) تمامى اموال موروثى خود را ببرادران خود موكول نموده و بقصد تكميل مراتب علميّه عزيمت عتبات داد، از عدم تشرّف بفيض ملاقات شيخ انصارى بسيار متأسف بود، فقه و اصول را از حاج ميرزا محمد حسين شيرازى آتى الترجمة و آقا شيخ راضى از بنى اعمام شيخ جعفر كاشف الغطاء خواند، معقول و اخلاق را نيز از اساتيد ديگر تحصيل و با كمال جدّيّت تحصيلات خود را ادامه داد و بمباحثه علمى بين الاثنينى و بين الجمعى رغبتى وافر داشت، ديگرانرا نيز بمباحثه اينجورى توصيه ميكرد و مىگفت كه استفاده من از اين مباحثه، كمتر از اساتيد نيست زيرا اين قسم مباحثه، هم درس خواندن و هم درس دادن و هم مباحثه است.
صاحب ترجمه، بعد از فوت استاد معظّمش ميرزاى شيرازى، بحسب تكليف شرعى، از سامرّا مهاجرت كرده و در كربلاى معلّى اقامت نمود و بناى تدريس گذاشت و يكى از زعما و مراجع تقليد شيعه و ملاذ و ملجاء فرقه محقّه بوده و از بركت آن وجود مقدس، حوزه علميّه مهمّى در آن ارض اقدس تشكيل يافت و مرجع استفاده اكابر وقت گرديد. ميرزا محمد حسين نائينى، سيد شرف الدين عاملى، حاج سيد حسين فشاركى و بسيارى از افاضل وقت (كه شرح حال هريكى در موقع مقتضى از اين كتاب نگارش يافته و داراى مقام رياست مذهبى بودهاند) از تلامذه وى ميباشند. چهار نفر اولاد امجاد صاحب ترجمه، آقاى سيد صدر الدين، آقاى سيد محمد جواد، آقاى سيد حيدر، آقا سيد محمد مهدى تماما از افاضل علما و صاحبان تحقيق و نظر و مراجع عموم ميباشند و آقاى سيد صدر الدين از آن جمله فعلا مقيم قم و از مراجع وقت و زعماى آن حوزه