ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٩٨ - شيخ اشراقى يحيى بن حبش
٥- العجب العاجب فى اخذ الاجرة على الواجب ٦- كاشفة الكشاف كه حاشيه كشاف زمخشرى است ٧- مفتاح البسملة ٨- منتهى المقاصد فى علم النحو كه در هيجده سالگى تأليفش داده است ٩- المنهل الصافى كه حاشيه مقدمات تفسير صافى است ١٠- مواقع النجوم كه مشكلات آيات و ادعيه و روايات را با ترتيب حروف هجا جامع و با بيانات شافيه بحل آنها پرداخته و داراى چندين مجلد ميباشد كه هرجلدى بضخامت مجمع البحرين طريحى است ١١- الوقية در تقيه.
وفات صاحب ترجمة بسال هزار و سيصد و دهم هجرت در مكّه معظّمه در هفتاد سالگى واقع شد. قضيّه را قبلا بحجّاج خبر داده و در نامهاى نيز كه بناصر الدين شاه نوشته بوده اشعار داشته بوده است. (اطلاعات متفرقه و مواضع متفرقه از ذريعة)
شيخ اشراقى يحيى بن حبش
- يا حسين يا عبد اللّه بن اميرك- سهروردى الولادة، ابو الفتح يا ابو الفتوح الكنية، شيخ اشراقىّ الشّهرة، شافعىّ المذهب، اشراقى المشرب، شهاب الدين اللّقب، بقتيل اللّه و حكيم مقتول و شهاب مقتول و شيخ مقتول موصوف، از مشاهير و اكابر فلاسفه و حكماى اسلامى، در نهايت فطانت، در اصول فقه و اقسام حكمت و فلسفه وحيد عصر و افضل اهل زمان خود، بلكه در فقه و حديث و علوم ادبيّه و عربيّه و ديگر علوم متداوله بلكه در سيميا و ديگر علوم غريبه نيز مهارتى بسزا داشت، در مراتب عرفانى طاق و شهره آفاق، در جدل و مناظره هم بر همه كس فائق و نوادر بسيارى از وى منقول است.
حكمت و اصول فقه را در مراغه از مجد الدين جيلى استاد فخر رازى اخذ و علوم ديگر را نيز از اساتيد وقت فراگرفت، در حكمت، سالك مسلك اشراق بود، چنانچه فارابى، حكمت مشّائى را كه مسلك ارسطو و اتباع وى بوده و مبنى بر بحث و استدلال و برهان و بيّنه ميباشد ترجيح داده و اصول و قواعد متروكه آن را تجديد و اساس آنرا استوار داشت اين دانشمند نيز حكمت اشراق را كه مسلك قدماى حكماى يونان (غير از ارسطو و اتباع او) و مختار شرقيّين بوده و مبتنى بر ذوق و كشف و شهود و اشراقات انوار قلبيّه ميباشد منتشر ساخته و اصول و قواعد مرده آنرا زنده گردانيد (پاى استدلاليان چوبين بود) در حكمت مشّائى نيز مصنّفات و تعليقاتى بدو منسوب ميباشد. از تأليفات و آثار قلمى شيخ اشراقى است: