ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٧٨ - شهيد بلخى ابو الحسن بن حسين
سلطنت برقوق با فتواى قاضى برهان الدين مالكى و عباد بن جماعة شافعى بعد از يكسال حبس در قلعه شام در دمشق با شمشير مقتول شد، پس بدارش كشيده سپس سنگسارش نموده و پس از آن جسدش را سوزاندند. مدت عمر او كلمه حمد- ٥٢ و مادّه تاريخ قتلش كلمه: المرثيه- ٧٨٦ ميباشد.
سبب حبس و قتل شهيد آن بوده كه بعضى از بدخواهان و دشمنان مذهبى او سعايت كردند، محضر و شهادتنامهاى تهيه نمودند، بعضى از مقالاتى را كه نزد عامّه بسيار قبيح و زشت و مستهجن بوده بدو نسبت دادند، جمعى هم شهادت خودشانرا در روى آن ورقه نوشته و بدينوسيله آن تهمت را نزد قاضى بثبوت رساندند، شهيد را بشام برده و يكسال در قلعه شام حبس نمودند، پس از آن، قاضى مالكى فتوى بقتلش داد، قاضى شافعى امر بتوبهاش نمود لكن در اثر كثرت متعصّبين مذهبى حكم قاضى مالكى نافذ و انكار شهيد نيز در مقابل حكم قاضى و لازم الاجرا بودن آن بىاثر شد بقرار مذكور بشهادتش رساندند، قدّس اللّه روحه. شيخ حرّ عاملى اين قضيه را از بعض مشايخ خود شنيده و بخط بعضى ديگر نيز ديده است كه آنرا بفاضل مقداد از تلامذه خود شهيد نسبت دادهاند و معروف است كه لمعه دمشقيّه را كه ضمن تأليفات شهيد مذكور شد در ايّام حبس در مدت هفت روز تأليف نموده و در نزد او غير از مختصر نافع چيزى حاضر نبوده است.
مخفى نماند كه شيخ رضى الدين ابو طالب محمد، شيخ ضياء الدين ابو القاسم على، شيخ جمال الدين ابو منصور حسن فرزندان شهيد نيز از اكابر فقها و علما بودهاند بلكه امّ على زوجه شهيد و امّ الحسن فاطمه دختر شهيد نيز فقيه صالح عابد زاهد بوده و شهيد زنان را در احكام شرعيّه بمراجعه ايشان امر مىكرده است و شرح حال اجمالى فاطمه بعنوان امّ الحسن در باب كنى خواهد آمد.
(نى و ملل و ١٦٥ هب و ٦١٧ ت و ٣٧٢ مس و ١١٩ لس و كتب رجاليه)
شهيد بلخى ابو الحسن بن حسين
- فيلسوف متكلّم شاعر فاضل ماهر بود، بهردو زبان عربى و فارسى شعر خوب ميگفت، از فضلا و فصحاى قدماى