ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٥١ - شمس المعالى قابوس بن ابى طاهر وشمگير
شمس العرفاء احمد بن محمد
- بعنوان ابن البغوى در باب كنى مذكور خواهد شد.
شمس العلماء سيد محمد ابراهيم
- بعنوان سيد العلما مذكور شد.
شمس العلماء شيخ محمد مهدى ابن حاج ملا غلامعلى
- عبد الربآبادى، از افاضل نامى عصر ما و از اعضاى برجسته هيئت تأليفيّه كتاب نامه دانشوران بود، نيز بامر ناصر الدين شاه قاجار، كتاب احوال الائمة الاربعة لاهل السنة را بطرزى عجيب تأليف داد، وفات او بعد از سال هزار و سيصد و چهاردهم هجرت واقع و سالش بدست نيامد.
(ص ٣٠٤ ج ١ ذريعة)
شمس العلما ناصر حسين
- بهمين عنوان خواهد آمد.
شمس المشرق محمود بن عزيز
- خوارزمى، مكنّى بابو القاسم، ملقّب بشمس المشرق، در علم لغت و ادب افضل اكابر وقت خود بود.
گاهى در فقه نيز مطالعه كرده، در مسائل خلافيّه مناظره نموده و بجهت كثرت حفظ و فصاحت لفظ او جاحظ ثانىاش ميگفتند. در نزد خوارزمشاه محترم بود، اخيرا بفلسفه ميل كرده و بدينجهت منفور عامّه شد، بمرو رفته و در اوائل پانصد و بيست و يكم هجرت خودش را ذبح كرد و مكتوبى بخط خودش يافتند: هذا ما عملته ايدينا فلا يؤاخذ بغيرنا.
(ص ١٢٦ ج ١٩ جم)
شمس المعالى قابوس بن ابى طاهر وشمگير
- بن زيار بن وردانشاه جيلى، امير جرجان و طبرستان بود، پس از آنكه پدرش در محرّم سال سيصد و سى و هفت هجرت فوت كرد، سلطنت دست برد ديگران بود تا آنكه خود قابوس، بسال سيصد و هشتاد و هشتم هجرت در نتيجه علو همّت، صاحب حق موروثى خود و مستقرّ اريكه سلطنت گرديد، عماد الدوله ديلمى هم از اتباع و امراى وى بوده است. قابوس، علاوه بر عزّت سلطنت، داراى مراتب كمال و علم و معرفت و حكمت و حسن خطّ و كتابت و قريحه شعرى و اخلاق پسنديده بود، از بديها اجتناب ميكرد و خط ثلث و نسخ او در غايت جودت بوده است. صاحب بن عبّاد هروقتيكه شعر او را ميديده ميگفته است: