ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٣٩ - شمس تبريزى محمد بن ملك داد
بعضى از آنها فوائد پدر من است و بازيافتن آنها ديگر ممكن نيست، چون شمس اضطراب او را ديد دست در آب كرده و همه كتابها را يكان يكان بيرون آورد در حالى كه آب حوض اصلا ضررى بدانها نرسانيده بود. ملّا پرسيد كه اين چه سرّى است؟ فرمود كه اين حالى است، ترا از اين چه خبر، كنايه از آنكه تو آشنا نبوده و بيگانه اين عوالم هستى، پس از آن، ملّا بمقامات عاليه عرفانى شمس معتقد و مريد او شد، صحبت و يگانگى را گرم داشتند و اين قضيه وسيله ارشاد ملّا شد و آن مرشد خود را، نظما و نثرا حضورا و غيابا ستوده و در حق او گويد: المولى الاعز الداعى الى الخير خلاصة الارواح سر المشكوة و الزجاجة و المصباح شمس الحق و الدين نور اللّه فى الاولين و الاخرين و نيز در اوائل دفتر اوّل مثنوى گويد:
شمس تبريزى كه نور مطلق است |
آفتاب است و ز انوار حق است |
|
چون حديث روى شمس الدين رسيد |
شمس چهارم آسمان سر دركشيد |
|
واجب آمد چونكه بردم نام او |
شرح كردن رمزى از انعام او- الخ |
|