ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٢٦ - سيد رضى محمد بن ابى احمد حسين طاهر بن موسى
كتاب نميرساند و چندان اهميّتى ندارد و تفصيل حقيقت اين مطلب را به تتبّع خود علاقمندان موكول داشته در اينجا نيز بطور اجمال گوئيم: اولا نجاشى (متوفى بسال ٤٥٠ ه ق) كه معاصر هردو برادر بوده و بشرح حال و تأليفات ايشان اخبر و ابصر ميباشد تأليف همين كتاب را در رجال خود بدون ترديد و اظهار احتمال خلاف، بسيد رضى نسبت داده است بلكه چنانچه اشاره شد خود سيد رضى نيز در دو كتاب حقائق التنزيل و مجازات نبويّه خود بهمين مطلب تصريح كرده و ضمن توجيه خطبه نبوى (ص) الا ان الدنيا قدار تحلت مدبرة الخ گويد نظير اين خطبه در كلمات حضرت امير المؤمنين ع نيز با اندك تفاوت لفظى وارد و ما آن را در كتاب نهج البلاغة كه حاوى همه نوع كلمات متنوعه آن حضرت است نقل كردهايم. ثانيا جلالت و وثاقت و عدالت سيد رضى كه مسلّم كل ميباشد مانع از آن است كه كلام خود را بدون حقيقت بديگرى نسبت داده و بالخصوص بنام امير المؤمنين ع ببندد، سبحانك هذا بهتان عظيم، بلكه اگر بنابر گفتن امر بىحقيقت و غيرواقع باشد اين كلمات سحر آيات را كه سرمشق فلاسفه و اكابر متكلّمين و حكما و طبقات متنوعه اهل علم بوده و فهميدن نكات و دقائق آنها مايه افتخار ايشان ميباشد بخودش منسوب داشتن كه مايه افتخار بتمامى اهل روزگار است اولى و انسب بوده تا چه رسد بآنكه كلام خودش بوده باشد (كه عقيده بعضى است). ثالثا قسمتى از خطب همين كتاب مستطاب، در كتاب كافى كلينى كه سى سال پيش از ولادت سيد رضى وفات يافته منقول است. رابعا بعضى از مندرجات آن كتاب، در كتاب ارشاد مفيد هم كه استاد خود سيد رضى ميباشد درج و نقل شده و نقل كردن استاد از كتاب شاگرد خود نيز مستبعد و غيرمعمول است. خامسا ابن ابى الحديد در شرح خود كه بنهج البلاغة نوشته همين مطلب را عنوان كرده و در نتيجه، با براهين و ادلّه متقنه ثابت و مبرهن نموده است كه تمامى مندرجات نهج البلاغة، حتى خطبه شقشقيّه نيز بدون استثناء از كلمات حقائق سمات خود حضرت امير المؤمنين ع بوده و مدتها پيش از سيد رضى كه هنوز متولد نبوده بلكه پدرش نيز وجود نداشته است در كتب بعضى از علماى فريقين مندرج ميباشند.