ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٢٢ - سيد رضى محمد بن ابى احمد حسين طاهر بن موسى
در سن بيست و يك سالگى انجام وظائف مناصب مذكوره بعهده وى مفوّض گشت، از كثرت شهامت و عزّت نفس كه داشته از هيچكس صله و جايزه قبول نكرد بلكه صله و انعامات پدر خود را نيز نپذيرفت، جايزههاى آل بويه را نيز با آنهمه مبالغه و اصرارى كه داشتهاند ردّ كرد و فقط بعزّت و حفظ مقام، قانع بود بلى وقتى كه قرآن مجيد را از شيخ ابو اسحق ابراهيم بن احمد بن محمد طبرى فقيه مالكى خوانده و در اندكزمانى بحفظ تمامى آن موفق گرديد، روزى استاد او خانهاى جهت سكنى بدو بخشيد و گفت كه سكونت كردن در خانه پدر امثال ترا شايسته نميباشد و يك خانه مستقل لازم دارى، سيّد باز باقتضاى شهامت نفس قبول نكرد كه من جايزه پدرم را قبول نمىكنم تا چه رسد بجايزه شما، ابو اسحق گفت حق من بر ذمه تو بزرگتر از حق پدر ميباشد زيرا كه من قرآنت تعليم كرده و وسيله حفظ آن بودهام پس سيّد محض پاس مقام استادى و معلّمى، آن خانه را قبول نمود. از اشعار سيد ميباشد كه مطابق همين سجيه مرضيه علو همت و عزّت نفس خود گويد:
اشتر العز بما بيع فما العز بغال |
بالقصار الصفر و البيض او السمر العوالى |
|
ليس بالمغبون عقلا مشترى عز بمال |
انما يدخر المال لحاجات الرجال |
|
و الفتى من جعل الاموال اثمان المعالى |