ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٠٤ - سيالكوتى عبد الحكيم بن شمس الدين
و فنون طريقت بصير، نخستين كسى است كه در مرو سخن از حقيقت گفته است. گويند كه پدرش بسيار مالدار بود، بعد از وفات او قاسم آنهمه را ببهاى يك تار گيسوى عنبربوى حضرت رسالت ص داد، پس ببركت آن موى مبارك موفق بتوبه و انابه گرديده و مريد شيخ ابو بكر واسطى شد تا بدرجه كمال رسيده و امام طريقت گرديد و فرقه سيّاريّه از فرق صوفيّه نيز منتسب بدو ميباشند. گويند سيارى روزى گردو ميخريد، بقّال بشاگرد خودش گفت كه درشت و خوب را سوا كرده و بشيخ بده، شيخ گفت كه براى هرخريدار اين وصيّت مىكنى بقّال گفت نه فقط براى احترام علم و مشيخت شما است شيخ گفت من علم خود را بخوبى گردو نمىفروشم پس گردو را نخريد و رفت. وفات او بسال سيصد و چهل و دويم يا سيم هجرى قمرى در مرو واقع شد و بموجب وصيّت خودش آن تار موى را در دهانش گذاشتند. بنابر قول اوّل، جمله: پير مكمل- ٣٤٢ و بنابر دويم جمله: ابو العباس مهدى قطب- ٣٤٣ و جمله: ابو العباس حقبين- ٣٤٣ و جمله: ابو العباس مسلم- ٣٤٣ مادّه تاريخ وفات او است. (ص ١٩٧ ج ٢ خه)
سيالكوتى[١]
سيالكوتى عبد الحكيم بن شمس الدين
- هندى سيالكوتى، از اكابر علماى هند ميباشد كه علوم ظاهرى و باطنى را جامع، در هردو قسمت وحيد عصر خود، در فقه و حديث و تفسير بىنظير، در عهد شاه جهان سلطان هند بسيار محترم و رئيس علماى آن سامان بود. در شاه جهانآباد درس ميگفت، كمال نفوذ و اقتدار داشت، احكام و فتاوى او در موقع قبول واقع و اصلا جاى اعتراضى نبود و از طرف شيخ احمد مجدد سرهندى ملقّب بآفتاب پنجاب بوده است و از تأليفات او است:
١- الامامة يا اثبات الامامة، موافق نقل ذريعة، ميرزا عبد اللّه افندى شرح حال عبد الحكيم سيالكوتى را مفصّلا نگارش داده و گويد كه عبد الحكيم از اكابر علماى هند
[١]- سيالكوتى- منسوب است بشهرى سيالكوت نام از توابع پنجاب از بلاد هند كه گاهى سيلكوت نيز نامند و اهالى ما، ديگر تخفيف داده و سلكوتى گويند.