فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٢ - ازدواج موقت در كتاب و سنّت آیة الله جعفر سبحانى
اين معاملات لازم است، وجود همان چيزى است كه در تعريف نكاح و بيع آمده است؛ يعنى دو طرف ازدواج و يا دو طرف بيع. اما غير از اينها، هر چه هست از آثار آنها مىباشد كه ممكن است بر آنها مترتب شود و ممكن است تخلف كند. از جمله آثارى كه براى نكاح ذكر شده عبارت است از نفقه، ارث و طلاق. برخى تصور كردهاند كه فقدان يكى از اينها موجب فقدان حقيقت نكاح است، اما چنين نيست. شاهدش موارد زير است كه برخى آثار فوق در آنها وجود ندارد اما حقيقت نكاح وجود دارد:
١. زوجهاى كه ناشزه است، با اين كه زوجه است ولى نفقهاش واجب نيست.
٢. زوجهاى كه به سن بلوغ نرسيده، با اينكه زوجه است ولى نفقهاش واجب نيست.
٣. زنى كه شوهرش را بكشد، با اينكه زوجه است از او ارث نمىبرد.
٤. از نظر اهل سنت، زن مسلمان با اين كه زوجه است از شوهر كافرش ارث نمىبرد.
٥. زنى كه ديوانه است و يا به صورت ديگرى عليل است، بدون طلاق از شوهرش جدا مىشود.
خرقى در متن مغنى گفته است:
چنانچه هريك از زن و شوهر در ديگرى جنون، جذام و يا برص پيدا كنند يا اگر زن، در ناحيه رحم مشكلى داشت كه آميزش را غير ممكن مىكرد يا مرد ديوانه بود، طرف مقابلش مىتواند نكاح را فسخ كند. (٨٠)
يعنى مىتواند بدون طلاق از او جدا شود. فقها در باب مجوّزات فسخ، موارد ديگرى را هم نام بردهاند كه زن و مرد بدون طلاق از هم جدا مىشوند.
٦. زوجهاى كه مورد لعان شوهر قرار گيرد، بدون طلاق جدا مىشود.
در مورد نگه داشتن عدّه هم پيشتر گفتيم كه زن در متعه پس از پايان يافتن مدّت و مرگ شوهر، بايستى عدّه نگه دارد.
(٨٠) المغنى، ج٧، ص١٠٩، تصحيح محمد خليل؛ ر.ك: الخلاف، اثر طوسى، ج٢، ص٣٩٦، فصل عيوبى كه موجب فسخ نكاح مىشود، مسأله ١٢٤.