فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٩ - ازدواج موقت در كتاب و سنّت آیة الله جعفر سبحانى
٤. عبدالرزاق و احمد و مسلم از سبره جهنى نقل كردهاند كه گفت:
أذن لنا رسول اللّه عام فتح مكّة في متعة النساء فخرجت أنا و رجلٌ من قومى ولي عليه فضل في الجمال و هو قريب من الدمامة...؛
در سال فتح مكه، رسول خدا(ص) به ما اجازه ازدواج موقت داد. در پى اين اجازه، من و مردى از قومم كه من از او زيباتر بودم و او كمى زشت و كوتاه قد بود، از خانه خارج شديم.... . (١٢)
٥. بخارى در صحيحش، به سند خود از جابربن عبدالله و سلمة بن اكوع روايت كرده است:
كنّا في جيش فأتانا رسول اللّه(ص)، فقال: إنّه قد أذن لكم أن تستمتعوا فاستمتعوا؛
در سپاهى بوديم كه رسول خدا(ص) نزد ما آمد و فرمود:
به شما اجازه داده شدكه متعه كنيد، پس متعه(ازدواج موقت) كنيد. (١٣)
٦. مسلم در صحيحش به سند خود روايت كرده است كه :
خرج علينا منادي رسول اللّه(ص): فقال: إنّ رسول اللّه(ص) قد أذن لكم أن تستمتعوا فاستمتعوا؛ يعني متعة النساء؛ (١٤)
منادى رسول خدا(ص) نزد ما آمد و گفت: همانا رسول خدا(ص) اجازه داده كه متعه كنيد؛ يعنى متعه زنان.
٧. همچنين مسلم به سند خويش در صحيحش از سلمة بن اكوع و جابربن عبداللّه روايت كرده است كه :
انّ رسول اللّه(ص) أتانا فأذن لنا في المتعة؛
رسول خدا(ص) نزد ما آمد و به ما اجازه داد كه متعه كنيم. (١٥)
(١٢) الدرّ المنثور، ج٢، ص١٤٠.
(١٣) صحيح بخارى، ج٦، ص٣٣؛ همان، ج٧، ص٤، باب «ما يكره من التبتّل و الخصاء» از ابواب كتاب نكاح.
(١٤) صحيح مسلم، ج٤، ص١٣٠ و ١٣١ ـ باب نكاح متعه .
(١٥) همان.