فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٧ - ازدواج موقت در كتاب و سنّت آیة الله جعفر سبحانى
اين تفاوتهاى اندك، زن را در ازدواج موقت، از زوجه بودن خارج نمىكند و مانند زن در ازدواج دايم، داراى احكامى است. به عنوان مثال وقتى خداوند مىفرمايد:
{والذين هم لفروجهم حافظون إلاّعلى أزواجهم أو ما ملكت أيمانهم فانهم غير ملومين } ؛ (٧)
و آنها كه دامان خود را حفظ كنند؛ تنها با همسران و كنيزانشان آميزش جنسى دارند، كه در بهرهگيرى از آنان ملامت نمىشوند.
يكى از مصاديق «أزواجهم»؛ يعنى: «همسرانشان»، زنى است كه به ازدواج موقت مردى در آمده است. بنابراين چنين زنى، حقيقتاً زوجه است و مانند زوجه مرد در ازدواج دايم، داراى حكامى است، مگر احكامى كه مطابق دليل، مختص ازدواج موقت است. اين كه در اين ازدواج، برخى از احكام ازدواج دايم منتفى است و يا احكامى مخصوص به خود دارد، باعث نمىشود كه عنوان زوجيت از آن سلب شود. در آينده به صورت مفصل خواهيم گفت كه در ازدواج دايم نيز گاهى اوقات، زن بدون طلاق از مرد جدا مىشود و يا در اين ازدواج هم گاهى زن و مرد از هم ارث نمىبرند و يا زن، نفقه ندارد.
٢. ازدواج موقت در صدر اسلام
خورشيد اسلام، وقتى طلوع كرد كه متعه در ميان مردم متداول بود. اما ـ همچنانكه گذشت ـ اسلام براى آن حدودى معين كرده و براى آن شروطى قرارداد. با پژوهشى تاريخى و با توجه به روايات زير، صحت مدعاى فوق روشن مىشود:
١. ابن ابى حاتم از ابن عباس روايت كرده است كه :
كانت متعة النساء في أوّل الاسلام، كان الرجل يقدم البلدة ليس معه من يصلح له صنيعته ولايحفظ متاعه، فيتزوّج المرأة إلى قدر ما يرى أنّه يفرغ من حاجته، فتنظر له متاعه و تصلح له ضيعته؛
(٧) مؤمنون، آيه ٥ و ٦.