فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٩ - ازدواج موقت در كتاب و سنّت آیة الله جعفر سبحانى
هم اين غريزه اشباع شود و هم ارضاى اين غريزه، متناسب با ساير اميال انسانى باشد وهم كرامت و شرافت او محفوظ ماند. خداوند در قرآن فرموده است:
{وَأَنكحوا الأيامى منكم و الصالحين من عبادكم و إمائكم إن يكونوا فقراء يغنِهم اللّه من فضلِهِ و اللّه واسعٌ عليم } ؛ (٣)
مردان و زنان بى همسر خود، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را همسر دهيد، اگر فقير و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود، آنان را بى نياز مىسازد؛ خداوند گشاينده و آگاه است!
اسلام در بسيارى از آيات قرآنى به انسان اجازه داده است تا به نيازهاى جنسىاش به يكى از راههاى زير پاسخ دهد:
١. ازدواج دايم؛
٢. ازدواج موقت؛
٣. بهره بردن از كنيزى كه در اختيار انسان است.
به هرحال، آنچه ما را وادار كرده تا در باره ازدواج موقّت بحث كنيم، ظلمى است كه در نوشتههاى دوستان و دشمنان به اين ازدواج شده است.
دشمنان با نگاه كينه توزانه و حسدورزانه، مانند يك هوو به هووى ديگر به اين مسأله نگاه كرده و در نتيجه محاسن آن را به صورت عيب تصوير نمودهاند. دوستان هم با به راه انداختن غوغا و هياهو و بدون تدبر و عدل و انصاف، حكم خود را عليه آن صادر كرده، حتى برخى آن را بيشتر به زنا و هرزگى نزديك دانستهاند. معناى اين سخن اين است كه رسول اكرم(ص) (معاذاللّه) در برههاى از زمان، به منظور فرونشاندن آتش شهوت اصحاب خويش، هرزگى را براى آنان تجويز كرده است. «كبرت كلمة تخرج من أفواههم؛ چه سخن سهمگينى است كه از دهان آنان خارج مىشود». بنابراين انتظار نمىرود در مورد موضوعى كه دشمن براى ضربه زدن و دوست به دليل جهل به حقيقت آن، تمامى تلاش خود را جهت تبيين و تحليل آن انجام دادهاند، شبهاتى ايجاد نشود. اگر دوستان، موضوع
(٣) نور، آيه٣٢.