فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥١ - ولايت الهى و حكومت اسلامى(٢) آیة الله محمد مؤمن قمى
حديث دوم:
نفس هذا الحديث قد رواه الحاكم في المستدرك بسندين أخرين عن أبي نعيم عن ابن أبي غنية عن الحكم عن سعيد بن جبير عن ابن عبّاس عن بريدة الأسلمى، فذكر الحديث، و قال قبله، وحديث بريدة الأسلمي صحيح على شرط الشيخين؛ (٢٦)
اين همان حديث اوّل است كه حاكم در كتاب مستدرك آن را به دو سند ديگر از بريده اسلمى نقل كرده و قبل از ذكر حديث مىگويد: «حديث بريده اسلمى از نظر شيخين صحيح است».
اگر چه اين حديث مربوط به واقعه غدير نيست و در مورد غزوهاى در يمن وارد شده است، ولى بر مطلوب ما دلالت دارد. به اين دليل كه سزاوارتر بودن رسول خدا(ص) بر مؤمنين از خودشان، به معناى آن است كه سرپرستى امور مؤمنان به دست پيامبر است و اين همان ثبوت ولايت عامه ولىّ امر امت اسلامى نسبت به افراد آن است. با اين مقدمه و بعد از اثبات اين جايگاه براى حضرت رسول خدا(ص)، وقتى جمله «هركس من مولاى اويم على مولاى اوست» گفته شود، ولايتى كه از لفظ «مولا» فهميده مىشود همين ولايت عامّه بر امت اسلامى است. پس براساس اين روايت، على(ع) ولى امر و سزاوارتر از مؤمنين به خودشان خواهد بود. حتى بعيد نيست كه اين حديث بر وجود چنين ولايتى براى على(ع) در زمان حيات پيامبر(ص) نيز دلالت داشته باشد. به هر تقدير اين حديث نيز كمال دلالت را بر مطلوب ما دارد.
ولايت، تكميل دين است:
آيه شريفه كه ذكر شد ولو به ضميمه اخبار فراوان متواترى كه در شرح و تفسير آن آمده است، دلالت بر ولايت مولاى ما، اميرالمؤمنين(ع) على بن ابى طالب دارد. اخبار بسيار زيادى نيز وارد شده است كه ولايت ـ به معناى مطلوب ـ موجب اكمال دين است و
(٢٦) المستدرك على الصحيحين، ج٣، ص١١٠.