فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩ - غنا و موسيقى آیة الله سيد كاظم حائرى
به كار رود، دلالت مىكند.
نكته چهارم: حرام بودن موسيقى مطرب به آلاتى مانند مزمار و عود اختصاص ندارد؛ بلكه شامل سازهايى چون دف و طبل هم مىشود. اين حكم با وجه دوم و سوم مطابق است؛ ولى با وجه اوّل مطابق نيست؛ چون روايات وجه اوّل كه بر حرام بودن مثل دف و طبل دلالت مىكنند، در حد استفاضه نيستند و از نظر سند ضعيف اند.
ممكن است گفته شود: روايت دوم، كه در وجه اوّل گذشت (٣٧) دلالت مىكند بر آن كه غنا با غير مثل مزمار جايز است حتى اگر با امثال دف و طبل باشد؛ زيرا امام(ع) غنايى را كه در آن مزمار نباشد، بى اشكال دانسته است. ولى اين احتمال وجود دارد كه مزمار مثالى باشد براى هر گونه آلات موسيقى.
منظور اين نيست كه عبارت مستثنى در اين حديث اطلاق دارد و شامل همه نوع موسيقى مىشود؛ بلكه منظور اين است كه عبارت مستثنى منه همانند عبارت مستثنى اطلاق ندارد تا هر گونه غنايى، كه در آن مزمار نيست، بىاشكال باشد.
نكته پنجم: حرام بودن موسيقى به زمانى اختصاص ندارد كه در ضمن آواز باشد؛ بلكه موسيقى بدون آواز نيز حرام است به دليل وجه اوّل و دوم و همچنين به دليل وجه سوم اگر آن را پذيرفته باشيم.
(٣٧) روايت على بن جعفر: وسائل الشيعه، ج١٢، ص٨٥، باب ١٥ از ابواب ما يكتسب به، ح٥.