فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥٧
٥. إسناد بعض ما للأولياء إلى ذاته سبحانه تشريفا لهم
٦. وصل المنفصل وفصل المتّصل
٧. وضع الألفاظ بإزاء معانٍ اُخروية أو عُلوية
پيشنهاده
يك: در جاىجاى كتاب ـدر تبيين موضوع يا مثالها يا در تذييل مباحث با عناوينى ويژه به تناسبْ فوائد سودمندى آمده؛ امّا چون بحث كتاب در مورد احاديث متنافى است، نويسنده به صورت گذرا از آنها گذشته است. اگر وى آنها را پرورش دهد، هركدام مقالهاى مستقلّ و سودمند در عرصه فقه و حديثپژوهى خواهند بود. به عنوان نمونه، تنها به ذكر قسمتى از آنها كه در بخش پنجم آمده، بسنده مىكنيم:
فريدة ناضرة في تفسير الكوثر بمولاتنا فاطمة(س)، تحقيق في حقيقة الجري، تفسير النحر في سورة الكوثر، تعريف الاشتقاق، أقسام الاشتقاق، هل الاشتقاق مطّرد أو مقيس أم لا، موارد من تفسير السنّة على الاشتقاق، حقيقة التأويل في الأحاديث.
دو: ترجمه و تلخيص كتاب براى آنان كه با زبان عربى آشنايى كافى ندارند، سودمند خواهد بود.
سه: بسيارى از نويسندگان، پس از چاپ كتابشان، از ادامه تحقيق در آن عرصه و جمعآورى اطلاعات جديد و بازنويسى دست برمىدارند. در حالى كه هرنويسنده با نگارش كتاب خويش، از تخصّص بالاترى برخوردار شده و نسبت به مطالب مشابه، حساسيت بيشترى پيدا مىكند. بنا بر اين، بايد پس از نشر كتاب نيز در پى تكميل اثر بود. لازم است نويسنده محترم اين كتاب نيز همواره در فكر تكامل اين اثر باشد.
چهار: روش كتاب به اين صورت است كه پس از ذكر مثال براى اسباب، ذيل «مورد الاختلاف» و «علاج الاختلاف» توضيحات لازم آمده است. نظر به تكرار اين دو تعبير در همه جا، ذكر آنها در فهرست تفصيلى پس از بيان عنوان مثال، لزومى ندارد و سبب طولانى شدن فهرست شده است. حذف آنها، حجم فهرست را از ٢٨ صفحه به نصف، تقليل مىدهد.