فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٩ - قمه زنى و اعمال نامتعارف در عزادارى محمد تقى اكبر نژاد
فَلَأَندُبَنَّكَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً وَ لَأَبكِيَنَّ لَكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً حَسرَةً عَلَيكَ وَ تَأَسُّفاً عَلَى مَا دَهَاكَ وَ تَلَهُّفاً حَتَّى أَمُوتَ بِلَوعَةِ المُصَابِ وَ غُصَّةِ الاكتِيَابِ (٢)؛
سلام بر تو از كسى كه اگر در كربلا با تو بود، با جان خودش تو را از برش شمشيرها حفظ مىكرد و تمام همتش را براى حفظ تو به كار مىبست و پيشاپيش تو مجاهده مىنمود و تو را در مبارزه با كسانى كه بر تو شوريده بودند، يارى مىداد و روح و جسد و مال و فرزندش را فداى تو مىساخت. آرى روحش را فداى روح تو و اهلش را سپر اهل تو مىكرد. اگر روزگار مرا به تأخير انداخت و مرا از يارى تو محروم ساخت و من با كسانى كه با تو به جنگ برخاستند، نجنگيدم و در مقابل دشمنانت نايستادم. پس لا اقل صبح و شام بر تو به جاى اشك خون گريه مىكنم، گريه حسرت و تأسّف بر مصيبتى كه تو را فرا گرفت، تا روزى كه از درد مصيبت تو و غم و اندوهت بميرم.
در اين روايت امام(ع) خطاب به حضرت سيدالشهداء(ع) عاشقانه ترين سخنان را به زبان جارى ساخته است. او علاوه بر اظهار آمادگى براى شهادت در برابر جد شريفشان به غم و اندوه خود اشاره مىكند، اما غير از گريستن، نوع ديگرى از سوگوارى را ياد آور نمىشود.
بخش دوم: رواياتى كه از اعمال نا متعارف نهى كردهاند.
آنچه كه اسلام را از ساير مكاتب متمايز مىسازد، اعتدال آن در همه عرصه هاى زندگى است. دين ما با عواطف و احساسات مبارزه نكرده است، بلكه آن را به عنوان بخشى از وجود انسان پذيرفته است. زمانىكه ابراهيم فرزند خردسال پيامبر اسلام از دنيا رفت، ايشان از سر ترحّم گريستند، اما اجازه زياده روى ندادند و چون مردم خورشيد گرفتگى را به مرگ فرزند ايشان مرتبط ساختند، ايشان نه تنها تأييد نكرد، بلكه به صراحت فرمود كه هستى كار خود را تحت تدبير خدا انجام مىدهد و به مرگ فرزند من ربطى ندارد. بنابراين اصل عزادارى و سوگوارى، بخشى از زندگى ما و نيازىاز
(٢) بحارالأنوار، ج ١٠١، ص ٣٢٠.