فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٠ - ازدواج موقت در كتاب و سنّت آیة الله جعفر سبحانى
ابو عمر(صاحب كتاب الاستيعاب) گفته است:
تمامى اصحاب ابن عباس، آنها كه اهل مكه و يمن بودند، بر طبق فتواى او متعه را حلال و ديگران آن را حرام مىدانستند. (٥٨)
قرطبى در تفسيرش گفته است:
متعه در ميان مردم مكه بسيار معمول بود. (٥٩)
فخر رازى در تفسير خود گفته است:
گروه بزرگى از امت ـ كه اكثريت هستند ـ معتقدند كه اين حكم منسوخ شده است و گروه بزرگ ديگرى معتقدند كه اين حكم به حال اوّل خود باقى است.
اين سخنان و نظاير آن كه در كتابها، زياد ديده مىشود، اثبات مىكنند كه متعه در عهد رسول خدا(ص) حلال بوده و تا برههاى از خلافت عمر، ادامه داشته است. بنابراين كسانى كه تلاش مىكنند تا ثابت كنند متعه نسخ شده است، بايستى دليل قاطعى ارائه دهند كه صلاحيت نسخ قرآن كريم را داشته باشد؛ زيرا خبر واحد صلاحيت نسخ قرآن را ندارد و قرآن دليلى است قطعى و تنها با دليلى قطعى نسخ مىشود.
آنچه نشان مىدهد ناسخى در اين زمينه وجود ندارد، اين است كه تحريم متعه به عمر نسبت داده شده و همچنان كه عبارات آن را بيان خواهيم كرد، عمر تحريم كننده متعه بوده است؛ بنابراين چنانچه از طرف رسول خدا(ص) تحريم صورت گرفته باشد، عمر آن را به خودش نسبت نمىداد.
امام فخر رازى گفته است:
امت اسلامى اتفاق دارند كه ازدواج متعه در اسلام جايز بوده است و در اين مسأله مخالفى وجود ندارد. اختلاف، تنها در اين است كه آيا اين حكم نسخ شده؟ به نظر ما اين ناسخ ـ در صورت وجود داشتن ـ يا به وسيله خبر واحد به دست امت رسيده است و يا به وسيله خبر متواتر. اگر به وسيله خبر متواتر به
(٥٨) تفسير قرطبى، ج٥، ص١٣٣.
(٥٩) همان، ص ١٣٢؛ فتح البارى، ج٩، ص١٤٢.