فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠١ - ازدواج موقت در كتاب و سنّت آیة الله جعفر سبحانى
شبهه سوم: چرا در ازدواج موقت، نفقه و ارثى نيست؟
بديهى است زنى كه متعه مىشود، كنيز نيست. همچنين زوجه هم محسوب نمىشود ؛ زيرا آثار عقد صحيح نكاح، مانند نفقه، ارث و طلاق، بر آن مترتب نيست.
بسيارى از مخالفان متعه به اين استدلال تمسك و فخر رازى آنها را در تفسيرش نقل كرده و چنين گفته است:
بدون شك چنين زنى نه كنيز است و نه زوجه. دليل اين كه زوجه نيست اين است كه اوّلاً: اگر زوجه محسوب مىشد بايد از يكديگر ارث مىبردند ؛ زيرا خداوند فرموده است: {ولُكم نصف ما ترك أزواجكم } (٧٨)، يعنى: «نيمى از آنچه همسرانتان به جاى گذاشتهاند از آن شماست»، در حالى كه فقها متفقند كه در ازدواج موقت، زن و مرد از يكديگر ارث نمىبرند. ثانياً: اگر زوجه محسوب مىشد بايستى در صورت بچه دار شدن، با بچه نسبت خويشاوندى پيدا مىكرد؛ زيرا پيامبر فرموده است: {الولد للفراش و للعاهر الحجر } ، يعنى: «فرزند از آن صاحب بستر است و نصيب زناكار، سنگ مىباشد» در حالى كه فقها معتقدند كه براى چنين زنى نسبت خويشاوندى ثابت نيست. ثالثاً: اگر زوجه محسوب مىشد بايستى عدّه نگه داشتن واجب مىشد؛ زيرا خداوند فرموده است: {والّذين يتوفّون منكم و يذرون أزواجاً يتربّصن بأنفسهنّ أربعة أشهرٍ و عشراً } ، (٧٩) يعنى: «و مردانى كه بميرند و زنانشان زنده مانند، آن زنان بايد از شوهر كردن خوددارى كنند تا مدت چهارماه و ده روز بگذرد.»
اين شبهه هم مردود است ؛ زيرا:
مستشكل بين آثار شىء و مقوّمات آن خلط كرده است. آنچه به متعه زيان مىرساند، نداشتن مقوّمات ازدواج است نه برخى از آثار آن؛ زيرا نكاح، عبارت از رابطه و علقهاى بين زن و مرد است، همچنان كه بيع عبارت است از رابطه بين دو مال. آنچه وجودش در
(٧٨) نساء، آيه١٢.
(٧٩) بقره، آيه ٢٣٤.