فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٠ - ازدواج موقت در كتاب و سنّت آیة الله جعفر سبحانى
{وليستعفف الّذين لايجدُون نكاحاً حتّى يغنيهم اللّهُ من فضله } ؛ (٧٦)
و آنانكه امكان ازدواج ندارند بايد عفت نفس پيشه كنند تا خدا آنها را به لطف خود بى نياز كند.
تمامى اين حقايق نشان مىدهد كه بدون ترديد زنى كه متعه شده، همسر محسوب مىشود.
سؤال دوم ما از اين مستشكل اين است كه شما در مورد زن و مردى كه با يكديگر ازدواج دايم كردهاند، اما پس از يكسال زندگى مشترك تصميم مىگيرند كه از هم جدا شوند، چه مىگوييد؟ آيا اين ازدواج، صحيح است يا نه؟ تصور نمىكنيم كه هيچ يك از فقهاى اسلام چنين ازدواجى را ممنوع كرده باشند، مگر آنكه از فقهايى باشد كه بدون دليل و برهان فتوا دهد. بنابراين به غير از مدت كه در ازدواج موقت ذكر مىشود و در ازدواج دايم ذكر نمىشود، چه فرقى بين اين دو ازدواج وجود دارد؟
صاحب تفسير «المنار» مىگويد:
منع شديد ازدواج موقت از طرف علماى گذشته و حال، اقتضا مىكند كه ازدواج كسى را كه از آغاز، نيت طلاق داشته باشد نيز منع كنند. هر چند فقها گفتهاند اگر مردى قصد داشته باشد براى مدت محدودى با زنى ازدواج كند و آن را در صيغه عقد شرط نكرده باشد، صحيح است. اما كتمان اين مطلب از زن، خدعه و غش محسوب مىشود و چنين عقدى، به مراتب سزاوار بطلان است تا عقدى كه در آن مدت معينى شرط شده است. (٧٧)
نظر ما اين است كه اگر برفرض، زن و مردى با هم ازدواج دايم كنند ولى هر دو قلباً رضايت داشته باشند كه اين زندگى مشترك تا وقت معينى باشد، تا خدعه و غشى هم در كار نباشد، بدون ترديد چنين ازدواجى صحيح است.
(٧٦) نور، آيه ٣٣.
(٧٧) تفسير المنار، ج٥، ص١٧.