فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٧ - ازدواج موقت در كتاب و سنّت آیة الله جعفر سبحانى
مىداديم. آيهاى هم كه آن را تحريم كند، نازل نشد و رسول خدا(ص) از آن نهى نكرد تا اينكه وفات كرد. بعدها مردى با صلاحديد خودش آنچه را مىخواست، گفت. (١٢٣)
٣. مسلم از ابى زبير نقل كرده است:
از جابر بن عبداللّه شنيدم كه مىگفت: ما در عهد رسول خدا(ص) و ابى بكر با يك مشت خرما و آرد، متعه مىكرديم تا اينكه عمر در مورد عمرو بن حريث از آن نهى كرد. (١٢٤)
بعدها به طور مفصل در مورد ابن حريث سخن خواهيم گفت.
٤. مسلم از ابى نضره نقل كرده است:
نزد جابر بن عبداللّه بوديم كه مردى وارد شد و گفت: ابن عباس و ابن زبير در مورد متعه زنان و متعه حج، اختلاف نظر دارند. جابر گفت: ما اين دو متعه را در زمان رسول خدا(ص) انجام مىداديم. آنگاه عمر از انجام آن دو نهى كرد و ما ديگر به آن بازنگشتيم. (١٢٥)
٥. مسلم از ابى نضرة روايت كرده است:
ابن عباس متعه را حلال مىدانست و ابن زبير آن را حرام. من اين مطلب را به جابر گفتم. جابر گفت: من از جريان حديث آگاهم. ما در زمان رسول خدا(ص) متعه مىكرديم. وقتى عمر خليفه شد، گفت: خداوند آنچه را مىخواست و به آنچه مىخواست براى رسولش حلال مىكرد و قرآن در جاى خودش نازل شده است. پس حجّ و عمره را براى خدا ـ آنچنان كه خداوند دستور داده است ـ تمام كنيد و نكاح اين زنان را دايمى قرار دهيد؛ زيرا مردى راكه ازدواج موقت كرده نزد من نمىآورند، مگر آنكه او را سنگسار مىكنم. (١٢٦)
(١٢٣) صحيح بخارى، ج٦، ص٣٣.
(١٢٤) صحيح مسلم، ج٤، ص١٣١، باب نكاح متعه.
(١٢٥) همان.
(١٢٦) صحيح مسلم، ج٤، ص٣٨، باب متعه در حج و عمره.